یک بعد از ظهر پاییزی با "موعود ایرانیان"
مهشيد نباغ مهشيد نباغ
گزارش و برسی > خیریه 12:27 13 آبان 1395 /

یک بعد از ظهر پاییزی با "موعود ایرانیان"

 

از یکی از دوستانم شنیده بودم که بنیاد خیریه ای در اکباتان هست که علاوه بر نیکوکاری به کودکان بی سرپرست و بد سرپرست ، به آموزش نیکوکاری به کلیه کودکان می پردازد . برای تهیه گزارش توانستم با مدیر و موسس این بنیاد یعنی خانوم اعظم حاجی یوسفی ارتباط برقرار کنم. قرار ملاقاتی که در یک روز پاییزی اوایل مهر ماه در ساختمانی واقع در بلوک 11 اکباتان برگزار شد.

نقطه آغاز فعالیت های اجتماعی خانم مدیر

کار را در سال 1380 با فعالیت های اجتماعی آغاز می کند، درست زمانی که انجمن آلزایمر ایران راه اندازی شده و قصد معرفی این بیماری و حمایت از بیماران را دارد . خانوم حاجی یوسفی وارد چرخه کار شده و در روابط عمومی انجمن شروع به فعالیت می کند . اما فعالیتش در همین حد باقی نمی ماند و این خانم که از قضا نویسنده هم بوده شروع به تالیف کتاب در این حوزه می کند احساسش به او می گوید کسانی که بیماری آلزایمر دارند اطلاعات کافی راجع به این بیماری ندارند.

او در معرفی آثارش ابتدا فصلنامه "قاصد محبت" را معرفی می کند که توسط انجمن آلزایمر ایران منتشر می شده و ایشان نقش سردبیر آن را داشته است. از دیگر کتاب هایش "سنگینی الماس" است که چندین بار تجدید چاپ شده و اکنون در دانشگاه ها برای دانشجویان به ورزی و پرستاری تدریس می شود و بهزیستی نیز استقبال خوبی از آن کرده است .کتاب بعدی خود را "پروانه بیماری آلزایمر" معرفی می کند و سپس از طرحی که ارائه داده است سخن می گوید. طرح دستبند شناسایی و کتابچه همراهش که جهت جلوگیری از گم شدن بیماران آلزایمری و به کمک انجمن انجام شده است . کتاب "بوی شکلات" را معرفی می کند که خودش آنرا ترجمه کرده است. با علاقه ی خاصی راجع به این کتاب سخن می گوید:

"به کودکان و سپس سالمندان علاقه زیادی دارم زیرا احساس می کنم هر دو دارای یک روحیه هستند و بر این باور است که کتاب بوی شکلات که اولین کتابش در حوزه کودک بوده است تعامل خوبی بین کودکان یا بهتر است بگوییم نوه ها و پدربزرگ و مادر بزرگ ها برقرار کرده است ."

 

انگیزه تاسیس خیریه موعود ایرانیان

کنجکاوانه منتظر بودم تا علت و انگیزه اش را راجع به تاسیس این موسسه بدانم که ناگهان با لحنی لطیف و خوش شروع به بیان خاطره ای کرد:

"کودک 8 ساله ای بودم. روزی هنگام بازگشت از مدرسه توجهم به سارافون جین آبی رنگ زیبایی جلب شد که قیمت بسیار بالایی هم داشت. خوب می دانستم که مادرم که مدیریت اقتصاد خانواده را به عهده داشت، هرگز اجازه نخواهد داد تا آنرا بخرم. قیمتش آن قدر گران بود که با آن پول می شد سه دست لباس خرید. من که دختر یکی یکدانه پدرم بودم خودم را برای وی لوس کردم و پدر که عاشق من بود بدون اطلاع مادر آن پول را در اختیارم گذاشت.من از خوشحالی صبح زود برخواستم تا سر راه مدرسه اول سارافون را بخرم. اما با در بسته مغازه مواجه شدم. تا ظهر که مدرسه تمام شود لحظه شماری می کردم. آن قدر شیفته لباس بودم که اصلا متوجه نشدم در کلاس درس چه گذشت و فقط به سارافون فکر می کردم تا اینکه زنگ مدرسه به صدا در آمد و با هیجان به سمت مغازه دویدم.به بوتیک که رسیدم از پشت ویترین به سارافونی که تا چند دقیقه دیگر مال من می شد خیره شدم. اما همین که خواستم وارد مغازه شوم پای پله مغازه خانومی را که کودکی نحیف در آغوش گرفته بود، دیدم. از مردم بابت کودک بیمارش در خواست کمک و پول برای خرید داروهایش می کرد."

دخترک 8 ساله که قدرت تشخیص راست یا دروغ بودن سخن زن را نداشته دلش به رحم می آید. بین دو راهی تردید می ماند. از یک سو سارافونی که دوست دارد تا آن را بخرد و از سوی دیگر کودک معصومی که بیمار و گریان در آغوش مادرش بدون هیچ پولی برای درمان مانده است. به سارافون خیره می شود گویی ذوق خرید در دلش کشته می شود  و بی درنگ تمام پول را به زن می دهد و با چشمی گریان تا خانه می دود .خود را در اتاق حبس می کند و بدون ناهار و شام به خواب می رود . مادر که به ماجرا پی برده به شدت رنجیده می شود  و پدر را بازخواست می کند. پدر دم سحر به سراغ دردانه دخترش می رود . دخترک با بوسه پدر از خواب بر می خیزد و پدر در دل سحر به او می گوید:

بابا جون اگر کار خیری پیش پایت قرار گرفت بدان که خداوند تو را برای آن کار انتخاب کرده است و درست یا غلط بودنش اهمیتی ندارد .

خانم حاجی یوسفی می گوید :

نمی دانم حق با پدر بود یا مادر اما می دانم که جمله آن شب پدر را شاید تا 30 سالگی ام درک نکردم اما حال احساس می کنم این جمله در قلب و ذهن من حک شده است و شاید این جمله باعث شد تا فکر کنم خداوند مرا برای کمک انتخاب کرده است. فکر می کنم این مهم است که ما به کودکانمان نیکوکاری را یاد بدهیم زیرا هرچه این مسایل در وجود و ذهن کودک نهادینه شود موثرتر است. مغز کودکان به گونه ای است که اگر دانه ای را در آن بکارید در ذهنشان می ماند و پرورش می یابد. کاش این دانه، دانه خوبی باشد. کودکان هر چه دارند از خانواده و پدر و مادر به عنوان اولین ها دارند .

 

یادگاری در میدان خراسان

در سال 1383 پدر و مادرش را از دست می دهد و ارثیه ای که از این عزیزان برایش به یادگار می ماند خانه ای در نزدیکی میدان خراسان بوده است. برای ماندگار شدن خانه و نام و یاد پدر و مادرش تصمیم می گیرد تا کاری کند که دیگران نیز از خانه نفع ببرند. همچنان که در انجمن آلزایمر به نتایج خوبی رسیده بود، توجهش به کودکانی که به علت فقر از کسب دانش بی بهره مانده اند و آینده روشنی ندارند جلب می شود . برای شروع با مدیران تعدادی از مدارس اطراف میدان خراسان وارد گفتگو می شود و از آنها می خواهد تا دانش آموزانی که به دلیل فقر وارد حوزه کار می شوند و ترک تحصیل می کنند را به او معرفی کنند. سعی می کند چند تن از آنها را حمایت کند اما در شروع کار با مخالفت خانواده رو برو می شود و به او هشدار می دهند که کار سخت و پر مسئولیتی است و تو احساسی شده ای اما ندایی در وجودش باعث می شد تا به دیگران توجه نکند. اما به گفته خودش لطف خداوند باعث شد تا کار به خوبی پیش رود .

 

ساخت یک بهشت کوچک به نام موعود ایرانیان

وقتی از دلیل نام گذاری موسسه به نام موعود پرسش می کنم می گوید:

"همه ما منتظریم. یک روز منجی می آید و دنیایی مملو از صلح، امنیت، آرامش و مهر بانی می سازد. می خواهم بدانم ما برای آن روز چه کرده ایم. ما سعی کرده ایم در موعود برای خودمان بهشت کوچکی بسازیم. همانطور که در سوره واقعه بهشت را توصیف می کند و می گوید آنجایی است که کسی جز سلام و سلام چیزی نمی گوید. پس چرا ما در این زندگی دنیوی این کار را نکنیم ؟ چرا وقتی حتی حیوانی را می بینیم با محبت به آن نگاه نکنیم ؟

 

نهالی که برای حمایت از کودکان کار کاشته شد

روزی یکی از هسایگان محله میدان خراسان با خانم حاجی یوسفی تماس می گیرد و می گوید که یکی از اهالی محله می خواهد دختر 16 ساله اش را به دلیل فقر به مرد 60 و اندی ساله ای بفروشد و به عقدش در آورد. خانم حاجی یوسفی به سراغ پدر دختر که یک مرد اسکیزوفرنی بوده و یک پسر عقب مانده نیز داشته مراجعه می کند. در اتاق 9 متری وارد می شود و دخترک را که مانند جوجه ای در کنج اتاق می یابد. به سختی پدر دختر را راضی می کند تا دخترک را به موعود واگذار کند و اجازه دهد دخترک به ادامه تحصیل بپردازد و در ازایش هزینه های لازم پرداخت شود. خانم یوسفی که استعداد دخترک را طی سال ها می بیند انگیزه اش برای حمایت از کودکان محروم دیگر بیشتر می شود و معتقد است که خداوند در این راه بسیار او را یاری کرده است و اکنون روز به روز تعداد کودکان مورد حمایتش بیشتر می شود. حال به لطف خداوند نهالی که آن سال کاشته شد به ثمر نشسته و بسیاری از آنها راهی دانشگاه یا در رشته های  مختلف فارغ التحصیل شده اند. دخترک طفل معصوم نیز امسال سال آخر رشته پزشکی را می گذراند. در موعود سعی می شود که با کودکان کار و خانواده طور دیگری وارد معامله شوند و نه با روش های مرسوم بلکه به دنبال راه حل درمان کننده تری هستند تا این معضل حل شود .

 

حمایت از کودکان کار به عنوان یک معضل و گره اجتماعی که هر روز کورتر می شود

خانم یوسفی با خانواده های کودکان کار وارد معامله می شود و به آنها می گوید کودکانتان چقدر برای شما درآمد کسب می کند ما آن را متقبل می شویم به شرطی که باید به کاری اشتغال داشته باشد که ما می گوییم و آن هم فقط درس خواندن و کودکی کردن است و ما به ازای آن دستمزد می دهیم. البته  قرار به گدا پروری و دادن هزینه ها به صورت رایگان نیست. در تمام جوامع کودکان حق تحصیل دارند. این کودکان درس می خوانند و هزینه های مربوط به تحصیل، ارزاق، لباس و لوازم التحریر آنها پرداخت می شود و تا پایان دوره تحصیل یا هر مقطعی که نیاز داشته باشند تحت پوشش موعود هستند. جالب است که کودکانی که روزی کودک کار بوده اند و مورد حمایت موعود قرار گرفته اند به موقعیت اجتماعی خوبی رسیده اند  اکنون از حامیان موسسه هستند برخی از آنها کمک های مالی می کنند.  

 

حمایت از کودکان افراد خیر و نیکوکار

وقتی خیرین جمع می شوند خانم یوسفی به این نکته پی می برد که در جامعه مرفه که خانواده ها مشکل و فقر مالی ندارند با کودکانشان مشکلات فرهنگی دارند و از نسل جدید شکایت می کنند. ایشان معتقد است که در جامعه مرفه نیز کودکان درگیر آسیب های اجتماعی فراوانی می شوند زیرا آنها بی نیازند و با درد  آشنایی ندارند و شاید لوس و نازپرورده تربیت می شوند و والدین ترس دارند که مبادا فرزندانشان دچار افسردگی یا آسیب های اجتماعی شوند. او معتقد است که این مشکل راهکار دارد و باید کودکان را تفهیم کرد. در این مقوله کودکی هم نسلان خودش را مثال می زند که بدون هیچ کلاسی از والدینشان آموزش می دیدند و در مورد کودکی خودش می گوید که مادرش همیشه وقتی غذای عطر بر انگیزی درست می کرده بشقابی را برای همسایه پر می کرده است و به دستش می داده تا برای همسایه ببرد یا مادرش به او توصیه می کرده تا هر روز که از مدرسه می آید  برای پیرزن ناتوان همسایه نان بخرد و به درب منزلش ببرد. او این نیکوکاری ها  را آموزش هایی ارزنده برای کودکان می داند.کودکان نسل حاضر در کلاس های مختلف ثبت نام می شوند اما شاید از آموزش نیکوکاری و آموزش های غیر مستقیم بی بهره اند. ایشان معتقد هستند که اگر کودکان را در روند رشد درگیر فعالیت های اجتماعی کنیم و به آنها کمک کنیم تا با آسیب ها آشنا شوند می توانیم به آنها نشان دهیم که کسانی هستند که نسبت به آنها شانس کمتری دارند و این گونه شاید قدر موقعیت خود را بدانند و کمی راضی تر پرورش یابند .

 

طرح آموزش نیکوکاری و نوع دوستی به کودکان

خانم یوسفی به نقل از روان شناسان می گوید:

"وقتی کودکان جامعه مرفه به سنی می رسند که بلوغشان شکل می گیرد به دلیل عدم یادگیری نوع دوستی و احساس بی نیازی دیگر انگیزه ای برای تلاش ندارند و دیگر شاد هم نیستند و به سمت تفریحات و مسایل خطر ساز گرایش می یابند.به همین دلیل طرح آموزش نیکوکاری به کودکان را نگارش کردم. در این طرح سعی شد تا در قالب بازی نیکوکاری را به کودکان بیاموزیم. سعی کردم در کتاب هایم موجی را به راه اندازم و کتاب ها را مناسبتی بنویسم و با کودکان بازی کنم و مخاطبانم را درگیر کنم. کلاس هایی را بر اساس این طرح راه اندازی کردیم که کودکان با رضایت والدینشان در کلاس ها شرکت کنند. در این طرح نیز در سطح کشور موفق بودم و گروهی به نام گروه کودکان نیکوکار موعود ایرانیان به ثبت رسید.کلاس ها با هدف گردهمایی کودکان و آموزش نیکی در قالب رنگ آمیزی قلک ها و نظر خواهی از کودکان مرفه برای کمک به کودکان محروم همزمان با حضور یک روان شناس کودک تشکیل می شود. وقتی کودک قلک را با عشق تمام رنگ می کند و آن را از سکه هایش پر می کند، شاید این پول ارزش ریالی نداشته باشد. اما این موضوع ملکه ذهن کودک می شود که باید نیکوکاری و نوع دوستی پیشه کند. ما نیز به محتویات داخل قلک بها نمی دهیم. مهم این است که این موضوع برای کودک تکرار شود.کودکان قلک هایی را که رنگ آمیزی کرده اند بین بزرگسالان و خانواده هایشان توزیع می کنند و یک روز در کلاس قلک پر شده شکسته می شود، از کودکان خواسته می شود تا حدس بزنند چقدر در قلک جمع شده است هرکس حدسش نزدیک تر باشد می تواند تصمیم بگیرد که  این پول در چه فعالیت اجتماعی صرف شود. برای مثال : جشن تولد کوچکی بود که کودکان نیکوکار با ذوق و شوق فراوان برای یک مددجو تدارک دیدند. کودک مددجو بسیار خرسند بود اما شاید شادی کودکان نیکوکار صد برابر افزون تر از او بود. در این کلاس ها کودکان از این قبیل بازی ها لذت می برند و بسیار شاد می شوند و این گونه اعتماد به نفسشان تقویت می شود.

 

از کجا برای کودکانمان آرامش بخریم

زمانی که در کلاس ها کودکان نیکوکار مدد جویی را خوشحال می کنند یا فعالیت اجتماعی مفیدی انجام می دهند شادی وصف ناپذیری را تجربه می کنند و به آرامشی ناب می رسند. به راستی ما از کجا برای کودکانمان آرامش بخریم مگر مغازه ای هست که آرامش را به ما بفروشد. ما باید برای آرامش بخشیدن به قلب های کوچک کودکانمان به آنها بخشندگی را یاد دهیم. تاکید خانم یوسفی در این باره این است که وقتی کودکان کار نیکی را داوطلبانه انجام می دهند  والدین به آنها پاداش ندهند زیرا  انجام کار نیک تبدیل به یک معامله می شود. ما باید به کودکانمان آموزش دهیم که نیکوکاری داوطلبانه جزیی از مسئو لیت های اجتماعی آنهاست.

فعالیت های زیست محیطی موعود ایرانیان

رویکردهای زیست محیطی موعود

خانم یوسفی حفظ و نگهداری از محیط زیست را جنبه ای از نیکوکاری می داند که کودکان باید آن را بیاموزند و درگیرش شوند. ایشان برای تحقق این هدف یکی از کتابهای مناسبتی خود را برای مناسبت روز روستا می نویسند. در این کتاب که در قالب طنز، شعر و قصه نوشته شده است کودکی را معرفی می کند که به روستایی رفته و به آن ناخواسته آسیب می رساند. در حین خواندن کتاب با کودکان بحث و نظرخواهی انجام می شود که چه کاری باید انجام شود تا نعمت های الهی خداوند آسیب نبینند. این گونه کودکان درگیر می شوند و با مسایل مختلف اجتماعی و محیطی آشنا می شوند و به درک حفظ محیط زیست می رسند. در کلاس های آموزش حفظ محیط زیست چند نفر به عنوان هیئت مدیره انتخاب می شوند و بقیه کودکان با نظر دهی صورت جلسه ای را تنظیم می کنند و به امضا می رسانند. این کار در رشد شخصیت کودکان و تغییر روحیه آنها بسیار موثر است. والدین نیز اذعان دارند که تغییر کودکان حتی باعث تغییر آنها شده است.

از دیگر فعالیت های این موسسه رویکرد های زیست محیطی است که از جمله آن می توان به مساله انقراض یوز پلنگ ایرانی اشاره کرد که در این خصوص کتابی نیز در این موسسه تالیف شده است. از دیگر کارهای کودکان نیکوکار برای ارج نهادن به محیط زیست و نیکوکاری می توان به طرح غذا دادن به پرنده ها  و گربه ها در فصل زمستان اشاره کرد.

 

من عروسکم را می فروشم تا تو درس بخوانی

این تیتر شاید برای برخی آشنا باشد، تیتری که دو سال پیش در روزنامه ایران به چاپ رسید. اما قصه اش به کودکان نیکوکار موسسه موعود باز می گردد. در نزدیکی های اول مهر در کلاس های آموزش نیکوکاری کودکان تصمیم می گیرند که اسباب بازی هایشان را جمع کنند و در محوطه اکباتان بفروشند تا با پولش برای دوستان نیازمندشان کوله پشتی و لوازم مورد نیاز مدرسه تهیه کنند. این روحیه را شاید کودکان بیشتر به والدینشان القا می کنند و از این بابت چه شادند.

 

هنر موعود در آموزش نیکوکاری به کودکان

موعود تلاش می کند تا کودکان، نوجوانان و جوانان را در کار نیک درگیر کند و از آنها برای بهبود نظر خواهی کند. هنر موعود این است که با آموزش های شاد و عاری از امر و نهی های بی بهره، کودکان را به نیکوکاری ترغیب کند. یوسفی معتقد است که با زور و ارعاب نمی توان کودک را پرورش داد. بلکه باید اول به کودک شخصیت داد. باید کودک را با مشکلات روبرو کرد و از او نظرخواهی کرد. باید به کودک آموزش داد تا بداند که در قبال تمامی نعمت هایی که خداوند آفریده است مسئول است و همه چیز از خاک و زمین و آسمان و انسانها محترمند. اگر کودکان یاد بگیرند که باید دست بغل دستی را بگیرند شاید دیگر کسی زمین نخورد. وی می گوید:

"کودکان سرمایه های الهی هستند اما ما متاسفانه آنها را نادیده می گیریم نزد آنها هر سخنی، هر رفتاری اعمال می شود بدون آنکه متوجه باشیم که او از ما یاد می گیرد و الگو برداری می کند. حتی طرز نشستن ما برای آنها الگوست. پس ای کاش الگوهای خوبی برای آنها باشیم. موعود در کلاس های آموزشی خود سعی دارد تا فرهنگ سازی کند و مهربانی را نه تنها در بین کودکان بلکه بین والدین آنها رواج دهد. اگر کودکان به حیوانات آسیب می رسانند خود مقصر نیستند و شاید مقصر والدینی هستند که مهربانی را به کودکانشان آموزش نداده اند. در این زمانه همه از نسل جدید گله می کنیم و انگشت اتهام رو به نسل جدید است چرا انگشت اتهام را به سوی خود نمی گیریم ؟ ما چه کرده ایم که کودکان این گونه شدند . شاید اندکی تامل می خواهد !"

قلک شکنی موعود ایرانیان

تکریم مناسبت ها و تشریح فعالیت ها

از جمله همایش هایی که توسط موسسه موعود برگزار می شود، جشن های قلک شکنی است. این جشن ها دو بار در سال در تالار ایوان شمس با حضور کودکان نیکوکار و والدینشان و همچنین سفیران نیکوکاری و هنرمندان برگزار می شود. در طی این مراسم قلک های بزرگ شکسته می شوند و کودکان با برنامه های مختلف به شادی می پردازند. موعود برای تمامی مناسبت ها برای کودکان برنامه های جالبی دارد. مثلا برای روز سالمند و تکریم پدربزرگ و مادربزرگ ها و حتی برای ماه های مقدس مانند ماه محرم.

از جمله کارهای جالب توجه کودکان نیکوکار موعود، دادن نذری در ماه محرم است. کودکان در کلاس های آموزشی تصمیم می گیرند تا به جای غذای جسم به مردم غذای روح نذری بدهند و شروع به جمع آوری کتاب بین دوست و آشنا و فامیل می کنند و آنها را در فروشگاه هایپر اکباتان  بین مردم توزیع می کنند و با این کار نگاه مردم را به مقوله نذری تغییر می دهند. این کار باعث شده تا افراد زیادی به موسسه مراجعه کرده و کتاب های زیادی اهدا کنند. کتاب های اهدایی به مناطق محروم ارسال می شوند. سبد ارزاق نیز هرماه بین خانواده های نیازمند توزیع می شود و بیشتر فعالیت های این چنینی در ساختمان میدان خراسان به دلیل نزدیکی به جنوب شهر و دسترسی راحت تر نیازمندان صورت می پذیرد .

تفاوت موعود با دیگران

سبک وسیاق موعود از دیگر موسسات خیریه متفاوت است و سعی می کند از ایده هایی نوین بهره بگیرد و از روش های قدیمی و سنتی که هر چند آنها نیز ارزشمندند تنها بهره نگیرد تا به موفقیت بیشتری دست یابد. شاید همین سیا ست گذاری های موعود باعث شده تا مخاطبین بیشتری به ویژه  از قشر جوان و دانشجو جذب آن شوند.  نگاه موعود این است که نباید کیفیت کار را فدای کمیت کرد. زمانی که متعهد می شود که هزینه تحصیل یک کودک محروم را بپردازد تمام وجوه و موانع سر راه تحصیل کودک را در نظر گرفته و سعی در رفع آن می نماید. شاید یکی از علل موفقیتشان این است که کمک مالی به صورت رایگان به محصل داده نمی شود و کمک تنها به ازای درس خواندن پرداخت می گردد . این روال هدفمند  باعث شده است که بسیاری از محصلان وابسته به موعود  وارد تیزهوشان شوند و یا در المپیاد و کنکور بهترین رتبه ها را کسب کنند.

موسسه موعود سعی در آموزش هدفمند کردن صدقات دارد و تلاش می کند تا صدقات را با برنامه ریزی برای کودکان و نوجوانان محروم صرف نماید. نگاه متفاوت دیگر موعود که تمرکز بیشتری روی آن است، آموزش نیکوکاری به کودکان است که در این امر افراد برجسته زیادی یاری رسان موعود بوده اند. از جمله : استاد جمشید مشایخی از جامعه هنر و سینما به عنوان سفیر نیکوکاری ، محمد رضا طالقانی از جامعه ورزش و جواد نکونام که پیراهنش را اهدا کرده است. یوسفی معتقد است اگر فرهنگ غنی نیکوکاری را از کودکی آموزش دهیم  و در واقع در این امر فرهنگ سازی کنیم  شاید در آینده به موسسات خیریه نیازی نباشد.

 

برنامه های پیش رو

موعود قصد دارد در کلاس هایش علاوه بر پذیرش کودکان، از سالمندان نیز دعوت نماید تا در کنار هم بازی کنند و تعامل خوبی بین آنها صورت پذیرد. یوسفی در این باره می گوید:

"متاسفانه در روزگار فعلی فاصله بین نوه ها و پدربزرگ و مادربزرگ ها  زیاد شده است و شاید مانند روزگار قدیم کودکان فرصت یادگیری و استفاده از تجربیات آنها را ندارند و از طرفی سالمندان تنها در خانه هایشان می مانند موعود طرح و برنامه های جدیدی برای حل این موضوع دارد."

از دیگر برنامه های موعود تشکیل کلاس هایی برای مادران است. همچنین طرح نذر زیست محیطی از دیگری برنامه هایی است که به زودی اجرا خواهد شد. چاپ اولین  کتاب کار آموزش نیکوکاری به کودکان نیز که در دست نگارش می باشد.

 

توصیه ای به علاقه مندان در این حوزه

خانم یوسفی معتقد است که یک موسسه خیریه مانند یک مسجد است و مسجد درش به روی همه باز است و هرکس بخواهد کار نیکی کند آنجا از برای اوست. موعود را با تمام مددجویان و خیرینش یک خانواده می داند که دوست دارد روز به روز بزرگ و بزرگ تر شود و کل کشور را فرا گیرد و به خانواده ایران زمین مبدل شود و فرهنگ غنی و عمیقی را بسازد و آن را به آن سوی مرز ها صادر کند. او معتقد است که اگر تنها به خود فکر کنیم انرژی کافی را از کائنات دریافت نمی کنیم. اما اگر به جز خود به دیگران نیز فکر کنیم، هم خود از انرژی ها بیشتر منتفع می شویم و هم دیگران و یک نیروی الهی وارد این چرخه می شود.

 

چالش ها

خانم یوسفی به عنوان یک مدیر موفق ملی که تندیس ها و تقدیرهای زیادی دریافت کرده است معتقد است که هر کاری سختی های خاص خودش را دارد و هیچ کس یک شبه به مرتبه و سطحی که می خواهد نمی رسد. حتی برای یک کار خیر که داوطلبانه واردش می شوید و برایش وقت و انرژی و سرمایه می گذارید قطعا سختی هایی است. باید از خود گذشتگی کرد. باید تجربه کسب نمود و در این کار به خداوند متعال تکیه و توکل کرد. آن زمان است که سختی ها نیز لذت بخش می شوند. خانم یوسفی می گوید:

"من نیز مانند افراد عادی مسئولیت های همسری و مادری زیادی به عهده دارم که سعی می کنم آنها را به نحو احسن انجام دهم و رضایت همسر و فرزندانم را جلب کنم. با تمام سختی ها و صرف نظر کردن از خودم باز هم این کار برایم لذت بخش است. هر چه مجموعه بزرگتر می شود  استرس، دغدغه و مسئولیت من برای اداره کردن بهتر آن و رعایت چهارچوب ها بیشتر می شود. این سختی ها باعث نمی شود که از هدفم دور شوم و در این مسیر دستان خداوند را به وضوح می توان دید  و موعود به هر جایی رسیده است از لطف خداوند بوده است."

 

معامله با خدا ، اگر یک دانه بکاری چند دانه برداشت می کنی

یوسفی بدون هیچ توقع مالی و حتی با استفاده از ارثیه اش در این راه با خداوند معامله ای کرده است و از او می خواهد دستش را جلوی بنده ای دراز نکند .خداوند به او ثابت کرده است که زیر منت بنده اش باقی نمی ماند. زیرا به کاشت یک دانه و برداشت چند دانه اعتقاد دارد. او معتقد است که زندگی خوب و پربرکتی دارد و خداوند روزی زیادی برایش می فرستد. او که به حمایت از کودکان کار و کمک برای تحصیلشان می پردازد خود دو فرزند موفق تربیت کرده است که هردو مهندس اند و طرح های ملی برتر و موفقی به کشور ارائه داده اند .

 

چهارشنبه های لذت بخش و غرور انگیز

کودکانی که روزی محروم و رنجور به موسسه مراجعه کردند و حال برای فوق لیسانس و دکترا در کلاس های زبان ویژه موسسه که چهارشنبه ها تشکیل می شود شرکت می کنند و در این روز خانم یوسفی را ملاقات می کنند. یوسفی عاشق آنهاست و از داشتنشان احساس غرور می کند. کودکان محروم دیروز که حال رتبه اول پزشکی یا نفر اول المپیاد  یا به موقعیت های تحصیلی و شغلی عالی رسیده اند برای یوسفی لذتی وصف ناپذیر دارند و شاید این حس آرامش و لذت و غرور برای هرکسی غبطه بر انگیزاست. وی می گوید:

"من دست ها و پاهای این فرشته های الهی را می بوسم که مرا به این حد از خوشحالی می رسانند. او این همجواری با کودکان محروم را سعادتی می داند که با هیچ واژه ای نمی توان از خداوند بابتش شکرگزاری کرد."

 

صرفا کمک ها مادی نیست

یوسفی در خصوص کمک های صورت گرفته به این موسسه می گوید:

"موعود علاوه بر کمک های مادی به همفکری و ایده های نو نیازمند است. هر کس بخواهد می تواند به خانواده های نیازمند چه از طریق موعود و چه شخصا کمک نماید. جهت این کار افراد می توانند در بیستم هر ماه با مراجعه به ساختمان میدان خراسان با خانواده ها آشنا شوند و آنها را مورد حمایت قرار دهند. موعود از صاحب نظران دعوت می کند تا طرح ها و ایده هایشان را برای بهبود کار ارائه دهند و از انتقادات نیز با کمال میل استقبال می شود تا کیفیت کار بالاتر رود."

 

کلام آخر

خانم یوسفی در کلام آخر به والدین توصیه می کند که دانش نوع دوستی را به کودکانشان آموزش دهند و امیدوار است که به مرور و با تلاش ها و همکاری عموم جامعه واژه کودک کار از بین برود و هیچ کودکی جز به تحصیل و کودکی کردن به هیچ چیز دیگری نیندیشد .

ارتباط با موسسه موعود ایرانیان

موضوع فعالیت : آموزش و ترویج فرهنگ نیکوکاری به کودکان عموم جامعه و حمایت از تحصیل دانش آموزان و دانشجویان بی سرپرست و بدسرپرست

شماره ثبت :        35452          سال تاسیس : 1383

شماره تلفن : 44656631،09391287850

آدرس دفتر مرکزی : اکباتان بلوک 11

                    www. Mehrbany . ir   آدرس سایت  

https://telegram.me/moud_iranian_charity لینک تلگرام :    

شماره کارت : 6221061080019476 بانک پارسیان به نام کودکان نیکوکار موعود ایرانیان

سميرا نقل قول
خيلي خوبه كه از كودكي به بچه هامون نيكوكاري رو ياد بديم،من بعد از خواندن اين گزارش مصر شدم دخترم رو به كلاس هاي موسسه موعود ببرم تا با مفهوم مهرباني آشنا بشه.ممنون از گزارشتون
سميرا نقل قول
خيلي خوبه كه از كودكي به بچه هامون نيكوكاري رو ياد بديم،من بعد از خواندن اين گزارش مصر شدم دخترم رو به كلاس هاي موسسه موعود ببرم تا با مفهوم مهرباني آشنا بشه.ممنون از گزارشتون
هما کرم پور نقل قول
واقعا دست همه کسانی که اینگونه فرشته وار به فکر بچه های این مملکت هستن درد نکنه.دست مریزاد!
محمد تقي پور صميمي نقل قول
بسيار عالي
بیشتر بیشتر