ذهن نو، آغازی برای راهی نو
علی اصغر عاملی علی اصغر عاملی
گزارش و برسی > اسباب بازی 17:31 07 آذر 1396 /

ذهن نو، آغازی برای راهی نو

نعمت میرزایی مدیرعامل موسسه ذهن نو است. موسسه ای که فعالیت تخصصی آن در زمینه محاسبات ذهنی کودکان می باشد که این فعالیت ها در دو بخش طراحی و تولید ابزارآلات مرتبط با محاسبات ذهنی و نیز آموزش آن دنبال می شود.

اگر بخواهم فعالیت موسسه ذهن نو را به زبانی ساده برایتان تشریح کنم می شود طراحی، تولید و آموزش چرتکه برای کودکان 5 تا 12 سال. میرزایی که خود در سال هایی سابقه تدریس چرتکه و پرورش شاگردانی قابل را داشته، در سال 1394 فعالیت رسمی موسسه ذهن نو را آغاز می کند و در این دو سال آن قدر در فضای کاری خود موفق بوده است که مسابقات کشوری چرتکه را برگزار می کند و به جز تهران در 7 استان کشور نمایندگی فروش چرتکه وتدریس آن را دایر نموده است.  

آقای میرزایی اولین سوالی که در ذهن من شکل گرفته این است که آموزش چرتکه مگر چه اثراتی در کودکان دارد که به خاطر آن موسسه ای تشکیل می شود که در آن عده ای چرتکه تولید و می کنند و
عده ای تدریس؟

اولین نکته مهمی که در چرتکه وجود دارد آن است که وقتی بچه ها با آن کار می کنند هر دو دست آنها مشغول فعالیت می شود. سیستم کنترل بدن هم به گونه ای است که سمت راست بدن توسط نیم کره چپ و سمت چپ بدن توسط نیم کره راست هدایت می شود. تمام هدف چرتکه هم همین است که هر دو نیم کره راست و چپ بدن کودک را فعال کند.

هدف اصلی چرتکه جمع و تفریق اعداد نیست. این صرفا یک هدف کوتاه مدت و زودگذار است که بچه ها پس از دو ترم حضور در آموزشگاه به راحتی می توانند بسیاری از عملیات های ریاضی را انجام دهند. بلکه هدف نهایی چرتکه این است که هر دو بخش مغز کودک را فعال نماید. این حرفی که که می زنم براساس مجموعه مقالات معتبر علمی خارجی است که در آنها ذکر شده کودکانی که با چرتکه کار می کنند پس از مدتی سیناپس های مغزی شان فعال می شود. جالب اینجاست که این کودکان حتی وقتی که چرتکه را کنار می گذارند، در داخل مغزشان فرآیند تصویرسازی و قدرت خلاقیت فعال می باشد. چون الان 90 درصد افراد راست دست هستند و تنها نیم کره چپ آنها فعال می باشد.

از سوی دیگر بچه ای که چرتکه یاد می گیرد، براساس قدرت تصویرسازی که کسب نموده، اعداد را تصویر و به نوعی لمس می کند. به همین دلیل آموزش چرتکه نه تنها روی درسی همچون ریاضیات که بر روی دروس دیگری مثل دیکته و انشاء هم تاثیر مثبت می گذارد.

در آموزش چرتکه مرحله ای به نام آموزش شنیداری وجود دارد که در آن مربی حس شنیداری کودکان را تقویت می کند. ضمن آنکه علاوه بر حس شنیداری، حواس دیداری و لامسه کودک نیز هم زمان درگیر می شود. خوب بچه ای که در یک زمان و تحت تاثیر یک وسیله آموزشی به نام چرتکه هر دو نیم کره مغزش و سه مورد از حواس بدنش درگیر می شود، به طور یقین از قدرت تمرکز و خلاقیت بالایی برخوردار خواهد شد.

برای کودکان اوتیسمی در کارگاه های دست ورزی از چرتکه استفاده می شود. چرتکه حتی برای نابینایان هم کاربردی دارد. آموزشگاه ما در یکی از استان ها برای آنان تدریس می کند.

جناب میرزایی موسسه شما ظاهرا در دو بخش تولید و آموزش چرتکه فعالیت می کند. در این خصوص توضیح بیشتری برای ما بدهید.

بله همین طور است. موسسه ذهن نو از همان ابتدا که در سال 94 آغاز به کار کرد در هر دو بخش تولید چرتکه و آموزش چرتکه فعال بوده است. در بخش تولید ما چرتکه های خود را از جزیی ترین بخش آن که قالب ریزی می باشد در ایران انجام می دهیم و به هیچ عنوان چیزی از محصول خودمان را از خارج وارد نمی کنیم. حتی مواد اولیه را هم از تولید کننده داخل تامین می نماییم. چراکه به مقوله تولید ملی و اشتغال برای هم وطن خود اعتقاد ویژه ای داریم. خدا را شکر در زمینه کارآفرینی هم بسیار موفق و فعال بوده ایم. حتی برای ترکیب بندی اجزای چرتکه های تولید شده هم به سراغ خانواده های بی سرپرست رفتیم تا در کنار کارآفرینی به نوعی از اقشار ضعیفی که می شناسیم حمایت کنیم. علاوه بر چرتکه ما یک بازی دیگری هم طراحی کردیم با عنوان "بازی نو محصول ذهن نو" در این بازی یک سناریو تعریف کردیم که براساس آن مهره های سفیدی به عنوان کشور ایران و مهره های سیاهی با عنوان کشورهای تحریم کننده ایران وجود دارد و بچه ها باید براساس ابزارهای موجود ایران را از تحریم خارج کنند تا بازی را ببرند.

اما در بخش آموزش نیز ما ابتدا مجوزهای لازم را جهت تاسیس آموزشگاه از وزارت آموزش و پرورش گرفتیم. هم زمان با این کار من به 4 کشور آذربایجان، عراق، ترکیه و هند که کار آموزش محاسبات ذهنی را انجام می دهند سفر کردم. براساس کتاب های آموزشی آنان در این زمینه و نیز فرهنگ آموزشی خودمان کتاب های آموزشی محاسبات ذهنی را آماده و منتشر کردیم. از سوی دیگر نیز محصولات تولید شده خود را قالب بسته های آموزشی و با مجوز سازمان پژوهش اداره آموزش و پرورش راهی بازار کردیم. در حال حاضر نیز علاوه بر تهران در 7 استان خراسان رضوی، گیلان، سمنان، یزد، اصفهان، لرستان و اخیرا همدان نمایندگی های خود را فعال نمودیم. تاکنون نیز حدود 100 مربی در سطح کشور آموزش داده و راهی مراکز آموزشگاهی خود نموده ایم.

ظواهر امر بیانگر این است که موسسه ذهن نو در فعالیت های خود موفق بوده است.

بله دقیقا. دلیل آن هم این است که از روز اول نیت صادقانه ما انجام یک فعالیت آموزشی سالم، مفید و موثر بود. از سوی دیگر استراتژی ما از همان ابتدا توجه و تمرکز به نقاط ضعف آموزشی چه در بعد ابزار آموزشی و چه در بعد نحوه آموزش بود. وقتی دیدیم که پاشنه آشیل بسیاری از موسسات آموزشی در نحوه خدمات و آموزش آنان است، تمرکز خود را بر تربیت مربی گذاردیم. من خودم به شخصه نمایندگی هایمان را در استان های مختلف سرکشی می کنم. همین هفته همدان بودم. حتی به شهرستان ملایر در این استان رفتم تا سرزده بهه یکی از کلاس های آموزشگاه بروم و از نزدیک ببینم که مربی براساس سرفصل های آموزشی ما تدریس می کند یا خیر.

نحوه تدریس محاسبات ذهنی در موسسه شما چگونه است؟

ما در مجموع 10 ترم آموزشی داریم. که هر ترم مشتمل بر 10 جلسه 90 دقیقه ای می باشد. در هر هفته نیز فقط یک جلسه آموزش وجود دارد و هر ترم 5/2 ماه به طول می انجامد. در کنار آموزش بچه ها، به خانواده نیز در قالب بسته آموزشی، نکاتی ذکر می شود تا وقتی کودک به خانه می رود، ادامه آموزش از سوی والدین پیگیری شود. بچه ها در سال اول جمع و تفریق را یاد می گیرند و در سال دوم ضرب و تقسیم را. از سال سوم هم که وارد ترم های پیشرفته می شوند مباحثی مثل کسر، اعشار و جذر را یاد می گیرند.

آقای میرزایی در صحبت هایتان اشاره کردید که همه فرآیند تولید شما از مواد اولیه تا سوار کردن قطعات چرتکه در ایران انجام می شود. دلیل اینکه یک موسسه تولیدی آموزشی چنین رسالتی را برای خود تعریف نموده چیست؟

وقتی یک اراده عمومی در سطح مدیریت کلان کشور به وجود می آید که از تولید داخلی حمایت کند، ما هم به سهم خویش خودمان را مسئول می دانیم. به هر صورت ما یک موسسه آموزشی و فرهنگی هستیم و چنین مسئله ای قطعا باید برای ما تعریف شده باشد. این در حالی است که ما برای تامین مواد اولیه خودمان می توانیم با قیمتی بسیار بسیار نازل تر از قیمت فعلی از کره جنوبی اقدام کنیم..

حالا که صحبت به اینجا کشید یک مسئله جالبی را برایتان تعریف می کنم. چرتکه های تولیدی موسسه ما به رنگ قرمز هستند و ما غیر از این رنگ چرتکه ای تولید نمی کنیم. اما شما در اینجا و در دفتر من دو چرتکه دیگر به رنگ های سفید و سبز می بینید. ماجرای این چرتکه ها این بود که آقایی می خواست از چین همین محصول را وارد کند. من به او گفتم که برای این محصول چقدر می خواهی هزینه کنی؟ او گفت مثلا فلان مبلغ. من گفتم این مبلغ را که به حساب طرف چینی می ریزی تا جنس به دستت برسد حداقل سه ماه طول می کشد. از طرفی در مورد کیفیت جنس هم مطمئن نیستی. ولی من با مبلغی کمتر از پولی که تو می خواهی به طرف چینی بدهی و در مدت زمانی بسیار کمتر از سه ماه برایت محصولی را تولید می کنم که کیفیتش را هم تضمین کرده ام. حتی به اسم خودت هم تولید می کنم. در حال حاضر به جز ایشان چند موسسه دیگر هم هستند که ما برایشان چرتکه تولید می کنیم. حرف من این است که اگر از تولید داخلی حمایت شود. چه بسا این تولید می تواند ارزان تر، با کیفیت تر هم باشد.

 اگر امکان دارد در مورد رقبا و بازار رقابتی محصولات خود توضیح دهید.

الان مجموعه هایی که در خصوص تولید و یا آموزش چرتکه در کشور فعالیت می کنند حدود 11 موسسه می باشد که 4 تای آن دارای مجوز از وزارت آموزش و پرورش می باشند و 7 مجموعه دیگر مجوزی از آموزش و پرورش ندارند. ارتباط من با رقبا رابطه مثبتی است. در نمایشگاه های اسباب بازی که حضور داریم به غرفه های آنان سر می زنم. حتی در جلساتی با آنان بحث سندیکا را مطرح کردم. در خصوص بازار رقابتی هم بگذارید این نکته را بگویم که ما الان حدود 8 میلیون دانش آموز ابتدایی در کشور داریم. من و همه دوستان فعال در حوزه تولید چرتکه و آموزش محاسبات ذهنی اگر همه پتانسیل خود را هم که مصروف نماییم، نمی توانیم جوابگوی 100 هزار دانش آموز باشیم که این عدد در برابر کل دانش آموزان ابتدایی یک رقم ناچیز است. در شرایطی که شاید بسیاری از آدم ها یا مجموعه های اقتصادی از داشتن رقیب هراس داشته باشند، ولی ما حضور رقبا با هیچ تهدیدی برای خود نمی دانیم. چون با وجود رقبای مختلف باز هم این عرصه می تواند جای کار فراوان داشته باشد. ولی با این همه آنچه که می تواند نقطه پرتاب و موفقیت ما یا هر یک از رقبای ما باشد، مسئله کیفیت است. حال این کیفیت در کالای تولیدی باید یا در خدمات آموزشی. چون الان مردم دیگر همه در زمینه خرید باهوش شده اند. ضمن آنکه ابزارهای مختلف جستجو جهت یافتن کالای با کیفیت و قیمت مناسب نیز وجود دارد. پس تولید و عرضه کالای با کیفیت می تواند مهم ترین برگ برنده تولیدکننده در این فضای بازار باشد.

بازخورد مخاطبین، مشتریان و دانش آموزان شما در برابر چرتکه و فعالیت های موسسه چگونه بوده است؟

خدا را شکر بازخوردها عالی بوده است. دلیل اصلی آن هم تاکید بیش از حد ما به مسئله کیفیت می باشد. البته شاید نارضایتی هایی نیز باشد که در هر کاری طبیعی است. اما من در مجموع بازخورد را مثبت ارزیابی می کنم. ببینید الان دفتر ما در نازی آباد واقع شده است. اما من شاگردانی دارم که از پرند، سعادت آباد، صادقیه و ستارخان به اینجا می آیند تا من به آنها آموزش دهم. بدون شک دلیل این مسئله کیفیت آموزشی است.

همین شهریور ماه امسال برای دومین سال مسابقات انتخابی تیم ملی چرتکه را برگزار کردیم. 577 دانش آموز از سراسر کشور برای شرکت در این مسابقه آمدند که در نهایت 5 نفر برتر به عنوان اعضای تیم ملی چرتکه ایران برگزیده شدند که الان هم در حال کار کردن با آنها هستیم تا ایشان را برای مسابقات بین المللی چرتکه که در دسامبر یعنی آذرماه سال جاری در هند برگزار می شود، آماده نماییم. خوب این استقبال خوب از یک مسابقه بیانگر رضایت مخاطبین و مشتریان ماست.

چالش های موجود در زمینه کاری خود را چه عواملی می دانید؟

من در بارها گفته ام که تا حمایت دولتی نباشد کار آن طور که باید رشد و توسعه نمی یابد. من مواد اولیه ام را در سال 94 کیلویی 3500 تومان می خریدم. سال پیش این رقم بین 5500 تا 5800 نوسان داشت. اما امروز مواد خام تولیدم را کیلویی 9450 تومان خریده ام. یعنی طی دو سال قیمت سه برابر شده است. اما من افزایش قیمت نداشته ام. چون می بینم بازار کشش لازم را ندارد. مردم توانایی خرید ندارند. من این ضرر را تا کی می توانم متحمل شوم؟ بگذارید یک مطلبی را هم قاطعانه عرض کنم که اگر به قیمت تعطیل شدن این موسسه هم که باشد من حاضر به وارد کردن مواد خام و یا جنس از چین یا کشورهای مشابه نیستم. با این احوال من یا باید حمایت شوم و یا اینکه جمع کنم و بروم. منظور من از حمایت هم این نیست که دولت به من سوبسید و یارانه بدهد. منظور من ارائه تسهیلات بانکی با نرخ سود پایین است. چون ما جزو کارگاه های اقتصادی زود بازده هستیم که در آن 10 تا 20 خانوار نان می خورند. تعطیلی من یعنی تعطیلی درآمد این همه خانوار. الان بانک ها حاضرند به من وام بدهند، اما با نرخ سود 20 درصد. خوب من با گرفتن چنین وامی نهایتا 2 سال دوام می آورم. ولی اگر وام دولتی باشد، در کنار این محصول 10 محصول دیگر هم تولید خواهیم کرد. همین الان هم ضمانت می دهم که قیمت تمام شده من در رابطه با همه محصولاتم هم کمتر از قیمت کالای خارجی است و هم با کیفیت تر.

موسسات دولتی آموزشی و فرهنگی جهت خرید به سراغ شما نمی آیند؟

نه. استقبالی نمی کنند. شاید دلیل عمده آن هم وجود قوانین دست و پاگیر بوروکراسی ما باشد. چون فکر نکنم هزینه تولیدات ماآن قدر زیاد باشد که از پس پرداختش بر نیایند.

اگر بخواهید به مخاطبان ما از فرصت های بازار خود بگویید به چه عواملی اشاره می کنید؟

فرصت در بازار ما که بسیار زیاد است. این همه دانش آموز و این همه والدین پیگیر جهت خرید محصولاتی که منجر به افزایش خلاقیت و هوش کودکشان شود، یعنی فرصت مناسب. اما مسئله ای که در این میان وجود دارد آن است که اگر کسی می خواهد وارد این عرصه شود، فقط و فقط هدفش باید کار در حوزه کودک و ارتقای سطح کیفی کالایش باشد. این البته شامل اسباب بازی و یا آموزش نیست. به اعتقاد من همه موارد مرتبط با حوزه کودک دارای چنین ویژگی می باشد. شما یک انتشاراتی کودک را در نظر بگیرید. یا یک مدرسه غیرانتفاعی را که حالا خیلی ها حسرتش را هم می خورند. دوستان زیادی از بنده مدارس غیرانتفاعی ایجاد کرده اند. طرف آمده یک میلیارد تومان سرمایه گذاری کرده، جایی را اجاره نموده، تجهیزات خریده، معلم استخدام کرده و .... که در سال اول و دوم که اصلا سود چندانی نکند. بعد تازه از سال سوم یا چهارم در پایان سال حدود 100 میلیون سود نصیبش شود که به طور متوسط ماهانه 10 تومان هم کاسب نبوده است. در صورتی که اگر با این پول بساز و بفروشی می کرد بیشتر گیرش می آمد. یا اینکه این پول را در بانک می گذاشت و سودش را می خورد.

پس چه عاملی باعث می شود که طرف با علم به این مسایل وارد حوزه کودک شود؟ باور کنید بخش عمده آن عشق و احساس مسئولیتی است که آدم های فعال در حوزه کودک در خود دارند. کار با کودک کار بسیار شیرین و ماندگاری است. ضمن آنکه یک کار فرهنگی زیربنایی است که غالب آدم های پیرامونت هم متوجه آن هستند و بر همین اساس با شما تعامل و حتی اعتماد می کنند. وقتی مادری که شاید ظاهر چندان متعارفی هم ندارد به موسسه من می آید و می پرسد که آیا در کنار کلاس های محاسبات ذهنی کلاس های قرآن هم دارید؟ یعنی اینکه او مرا امین و حتی مسئول تربیت فرزند خود می داند و به من اعتماد دارد. خوب همین رفتار و کنش مخاطب نیز من و امثال مرا وادار می سازد تا با همه مشکلات مالی باز هم در این عرصه پایداری کنیم.

چشم انداز کارتان را چگونه می بینید؟

یکی از برنامه های من این است که بعد از برگزاری مسابقات سال جاری چرتکه در هند،ترتیباتی را اتخاذ کنیم تا این مسابقات از سال آینده و به طور دائمی در ایران برگزار شود. حتی در سفرهایی که به برخی از کشورهای صاحب چرتکه داشتم موافقت آنان را با این مسئله جلب کردم. هدف من نیز این است که با برگزاری ثابت این مسابقات در ایران بتوانیم کودکان بیشتری را جذب یادگیری چرتکه و محاسبات ذهنی نماییم.

فکر می کنید تولیدات موسسه ذهن نو به چه میزان و چه شکل می تواند در هویت سازی کودکان موثر باشد؟

من در ابتدای صحبت هایم نیز گفتم که چرتکه یکی از بهترین ابزار جهت تقویت ذهن و قدرت تصویرسازی در میان کودکان می باشد. کودکی با داشتن چنین قدرتی فقط کافی است که در معرض محرک های مثبت و مفید قرار گیرد. اینجاست که بنده به بحث ارتقای کیفیت آموزش و نیز توجیه آموزشی مربیان تاکید می نمایم. ما در این 2 سال اخیر فقط 6 همایش آموزشی برای مربیان خود برگزار کرده ایم. این ها فارغ از آموزش های اولیه ای است که یک مربی چرتکه باید بگذراند. همین بهمن ماه امسال بزرگ ترین همایش مربیان سراسر کشور را برگزار خواهیم کرد. چراکه به تداوم آموزش تاکید فراوان داریم و این آموزش را در دو سطح مسایل علمی و روانشناسی در کلاس دنبال می نماییم. حتی به مربیان خود تاکید می کنیم که در لابه لای آموزش چرتکه مسایلی همچون نحوه صحیح رانندگی، حفظ محیط زیست و یا پاکیزه نگه داشتن فضای عمومی را برای بچه ها تشریح نمایید. چون ذهن کودک در حین آموزش چرتکه آن قدر فعال و گیراست که می تواند مسایلی از این دست را هم پذیرا باشد.

از سوی دیگر موسسه ذهن نو برای خود یک مسئولیت اجتماعی تعریف کرده است. مسئولیتی که براساس آن موظف است در برابر فروش 1000 عدد چرتکه، 10 چرتکه را به صورت رایگان در اختیار کودکان بی بضاعت قرار دهد. البته من خیلی دوست دارم که این تعداد را افزایش دهم، اما محدودیت های اقتصادی به من این اجازه را نمی دهد.

و سخن آخر...

سخن آخر من این است که مسئولان دولتی حمایت، حمایت، حمایت. شما خودتان در سایت مایوک یک عده جوان هستید. ما هم در اینجا یک عده جوانیم. همان طور بسیاری از مجموعه های فعال در حوزه کودک همچون ما و شما هستند که غالبا به عشق و علاقه خودشان وارد این حوزه شدند. پس باید حمایت شویم. من برای چاپ کتاب های موسسه در سال گذشته هر بند کاغذ را به قیمت 60 هزار تومان می خریدم و الان همان را 85 هزار تومان می خرم. کتاب هایم را هم که گران نمی کنم. از طرفی در هر ماه حدود 10 میلیون تومان حقوق پرداخت می کنم. پس باید حمایت شوم تا از عهده این کار سنگین برآیم. با این همه امیدوارم روزی فرا برسد که من و دیگر موسسات آموزشی محاسبات ذهنی بتوانیم سطح آموزش را به بالاترین درجه ممکن ارتقا دهیم، آموزشی توام با فرهنگ و تربیت شایسته.