آرزوهای کودکی در حوض نقاشی
علی اصغر عاملی علی اصغر عاملی
گزارش و برسی > اسباب بازی /

آرزوهای کودکی در حوض نقاشی

"ما اول آرزوهای بچه های بی بضاعت سیستان و بلوچستان را برآورده می کردیم و با بنیاد کودک زابل همکاری داشتیم. برای تامین هزینه های آن یک سری کارت تبریک تولید کرده و می فروختیم. بعد از مدتی دیدیم که این پول کفاف کار ما را نمی دهد. به همین دلیل از یکی از دوستان تصویرگرم خواستم تا برایم عروسکی طراحی کند. او هم عروسکی طراحی کرد به نام "آرزو" و بعد هم عروسک "امید" آمد. تا با امید و آرزو بتوانیم آرزوهای بچه ها را برآورده و آنها را امیدوار کنیم."

این ها حرف های نسیم سالارپور مدیر موسسه طراحی و تولید اسباب بازی حوض نقاشی است. موسسه ای با محوریت طراحی و تولید عروسک که حالا به جای امید و آرزو عروسک های مختلف و متنوعی وارد بازار نموده است.

 

 

خانم سالارپور برای آغاز کلام از فعالیت های حوض نقاشی برایمان بگویید.

  • حوض نقاشی از سال 92 شروع به کار کرد. ما اول آرزوهای بچه های بی بضاعت سیستان و بلوچستان را برآورده می کردیم و برای تامین هزینه های آن یک سری کارت تبریک تولید کرده و می فروختیم. بعد از مدتی دیدیم که این پول کفاف کار ما را نمی دهد. به همین دلیل از یکی از دوستان تصویرگرم خواستم تا برایم عروسکی طراحی کند. او هم عروسکی طراحی کرد به نام "آرزو" و بعد هم عروسک "امید" آمد. تا با امید و آرزو بتوانیم آرزوهای بچه ها را برآورده و آنها را امیدوار کنیم. این رویه ادامه داشت تا سال 95 که ما دیگر تولید امید و آرزو را متوقف کردیم. از این زمان به بعد ما دیگر علاوه بر برآورده کردن آرزوهای بچه ها قصد داشتیم تا برای مادران این بچه ها نیز تولید اشتغال نماییم. البته بیشتر تمرکز ما در بخش بلوچستان بود. چون وضعیت آنان بسیار بدتر از منطقه سیستان است. به همین دلیل گشتیم تا مادرانی که با سوزن دوزی آشنا بودند را پیدا کرده و جهت همکاری با آنها وارد مذاکره شدیم. از اینجا به بعد فعالیت های موسسه حوض نقاشی هم جدی تر شد و هم وارد فاز عملیاتی جدیدی شد که براساس آن ما به جای عروسک های قبلی 4 عروسک جدید حنا، نینا، آرا و سرمه را وارد بازار کردیم. همچنین نشان عروسک و پخمل را هم به جمع محصولاتمان اضافه کردیم.

 

پس ایده اولیه حوض نقاشی براساس یک کار خیریه به وجود آمد؟

  • دقیقا. فکر اولیه تشکیل حوض نقاشی براساس کار خیریه برای بچه های سیستان و بلوچستان بود. چون مادر من اصالتا اهل سیستان بود و به این واسطه من به آن منطقه زیاد سفر کرده ام و محرومیت آنان را از نزدیک دیده بودم. به همین دلیل دوست داشتم که به نوعی به این بچه ها کمک کنم. از سوی دیگر با بنیاد کودک زابل هم آشنا شدم که در آنجا بچه های نیازمند آن منطقه آرزوهای خود را در قالب نامه به بنیاد کودک ارسال می کردند. به همین دلیل فعالیت های همکاری ما به بنیاد کودک آغاز شد و تا هر روز شکل تازه ای به خودش می گرفت. مثلا در مقطعی برای بچه های بنیاد یک کتاب خانه بسیار خوب و مفیدی را تهیه و تجهیز کردیم. در کنار این مسئله بحث کارآفرینی برای مادران بنیاد کودک هم از دغدغه های اصلی ما بود. من در برهه ای به واسطه یک کار تیمی به این نتیجه رسیدم که وقتی با هم جمع شویم می توانیم کارهای بزرگی انجام دهیم. از اینجا بود که ایده اولیه حوض نقاشی شکل گرفت. البته تا پیش از این فعالیت اقتصادی من در قالب یک گروه هنری در زمینه طراحی دکوراسیون و تابلو نقاشی بود و به نوعی زمینه فعالیت های به این شکل را داشتم. اما در حوزه کودک کار نکرده بودم.

 

 

خانم سالارپور چرا حوض نقاشی سراغ عروسک رفت؟ محصول دیگری مد نظرتان نبود؟

  • ما به پتانسیل فردی خود نگاه کردیم. اول اینکه سر و کار جمع ما با پارچه بود و از سوی دیگر به دلیل فعالیت های گذشته زمینه کارهای هنری و عروسکی در ما وجود داشت. بعد هم که شروع کردیم، تجربه موفق "امید" و "آرزو" ما را بیشتر به این مسئله سوق داد که صرفا عروسک تولید کنیم. چون هم قابلیت خودمان بود و هم عروسک در حوزه کودک بسیار جواب می دهد.

 

نحوه طراحی و تولید عروسک ها بر چه معیاری بوده؟ آیا برای هر عروسک ایده و یا دلیل خاصی وجود داشت؟

  • بله. پشت هر عروسک تولید شده از سوی ما قطعا تفکر و ایده هدفمندی وجود داشته و دارد. الان ما در بازار عروسک های پارچه ای زیادی داریم. ولی ما جهت طراحی و تولید عروسک های خود 4 هدف اصلی تعریف کرده ایم:

اول اینکه عروسک باید برای کودک آشنا بوده و او با عروسک غریبی نکند. دوم اسم عروسک است که باید ساده باشد تا حتی کودکان تازه به حرف آمده هم بتوانند نام عروسک را صدا کنند. هدف سوم ما این است که عروسک قابل حمل باشد. چه به لحاظ وزنی و چه به لحاظ حجمی تا کودک بتواند آن را هر جا که دوست داشت ببرد. در نهایت هدف چهارم ما در طراحی عروسک ها جنس و مواد استفاده شده در عروسک است. اینکه از سالم ترین و مرغوب ترین پارچه ها و اقلام استفاده شود تا کمترین حساسیت و مسئله ای برای کودک ایجاد نکند.

در مجموع باور ما این است که عروسک باید دارای یک حس صمیمیت و ارتباط با مخاطب باشد و شاید به همین دلیل است که تولیدات ما نه تنها برای کودکان که حتی برای والدین آنان نیز جذاب و دوست داشتنی است. یعنی تمام گروه های سنی عروسک های ما را دوست دارند. حالا یک گروه سنی عروسک حنای ما را دوست دارد. یک گروه سنی دیگر عروسک نینا را.

یکی دیگر از ویژگی های عروسک های تولید شده ما این است که کودک می تواند لباس و یا موی عروسکش را عوض کرده و آن را بشوید.

 

الان چند نفر در حوض نقاشی مشغول کار هستند؟

  • وقتی حجم کار بالا باشد تعداد افراد به 30 نفر می رسد و وقتی کارمان کم باشد با 10 نفر هم می توانیم کار را جمع و جور کنیم. اما یکی از نکات مهم در خصوص کار ما خانگی بودن آن است و خانم ها صرفا در خانه خود به تولید می پردازند و اصلا نیازی به حضور در محل کار ندارند.

 

سرمایه اولیه کار چقدر بود؟

  • شاید باورتان نشود که سرمایه اولیه ما برای این کار 8 میلیون تومان بود که آن هم به صورت قرضی در اختیار ما قرار گرفت. حتی اگر بخواهم دقیق تر بگویم سرمایه اصلی و اولیه ما 100 هزار تومان بود که با آن مبلغ ناچیز مواد اولیه خریدیم،تولید کردیم و فروختیم. حتی شاید برای شما عجیب باشد که ما تاکنون از هیچ بانک یا موسسه ای وام دریافت نکرده ایم. اما نکته جالب توجه اینجاست که با وجود این کمبود سرمایه و عدم رغبت جهت دریافت وام، هیچ گاه از مرغوبیت و کیفیت بالای محصولات خود عدول نکرده ایم. مثلا اگر قرار بود من همین محصولات را سفارش چین می ساختم برایم بسیار بسیار ارزان می شد. حتی اگر مواد اولیه یعنی پارچه را هم از چین وارد می کردم بازم هم محصول نهایی بسیار ارزان تر از اکنون می شد. ولی از یک سو سیاست ما تولید محصولی با کیفیت بسیار بالاست و از سوی دیگر عقیده دارم که چون من یک تولید کننده ایرانی هستم و نیاز به حمایت دارم، در وهله نخست خودم باید از دیگر تولیدکنندگان حمایت کنم. مگر اقتصاد ترکیه چگونه پیشرفت کرد؟ در حالی که وضع اقتصاد آنان از ما بسیار بدتر هم بود. چون از تولیدکننده داخلی حمایت کردند. الان من با همین سرمایه اندکم حاضرم هزینه بسیار بالای برش و دوخت را بپردازم ولی حاضر نیستم از خارج وارد کنم. این در حالی است که بارها تجار مختلف به سراغم آمدند و گفتند که چرا محصولم را از چین وارد نمی کنم؟ ولی من چرا باید یک چینی را پول دار کنم؟

 

بازار هدفتان بیشتر کجاست؟

  • بازار هدف ما بیشتر شهر کتاب است. البته در شهر کتاب به صورت امانی فروش داریم. تنها جایی که فروش نقدی داریم، نمایشگاه های مختلفی است که شرکت می نماییم. البته تا یک ماه پیش در یکی از مجتمع های ستارخان فروشگاه مرکزی داشتیم که به دلیل وضعیت بد بازار از یک سو و کمبود نقدینگی و سرمایه مجبور به واگذاری آن شدیم.

 

وضعیت رقابت درخصوص عروسک در بازار اسباب بازی چگونه است؟

  • رقبا که بسیار زیاد هستند. الان عروسک روسی هست که همه عاشق آن شده اند. عروسکی زیبا و پرزحمت که با اقبال شدید عمومی هم روبرو شده است و جالب اینجاست که هم در خارج و هم در داخل تولید می شود. حتی برخی از همکاران به من می گویند که چرا این عروسک را تولید نمی کنی؟ ولی من همیشه گفته ام و می گویم که من فقط عروسک خودم را تولید می کنم. چون احساس می کنم که عروسک کارگاه من حس تعلق و هویتی بیشتری به سرزمینم دارد. خدا را شکر در عمل هم همین طور بوده است. یعنی با وجود رقبای بسیار قدرتمند و بزرگ محصولاتمان با استقبال مشتریان و مخاطبان روبرو بوده است. حتی در نمایشگاه اسباب بازی در بهمن ماه این استقبال به حدی بود که ما هر شب باید برای روز بعد کلی عروسک آماده و به نمایشگاه ارسال می کردیم.

 

با وجود این حساسیت شما نسبت به تولید ملی و هویت ایرانی عروسک ها، حمایت دستگاه های دولتی از شما چگونه بوده است؟

  • خدا را شکر تا الان هیچ گونه حمایتی از سوی دولت صورت نگرفته است (خنده). ما در نمایشگاه بشرا به عنوان تولید کننده برگزیده انتخاب شدیم و براین اساس قرار بود تا دستگاه های ذی ربط جهت حمایت از ما خرید کنند، اما این کار هیچگاه انجام نشد.

 

 

 

به طور کلی چالش های شما به عنوان یک تولید در حوزه اسباب بازی چیست؟

  • بزرگترین و اصلی چالش در حوزه اسباب بازی در ایران عدم معرفی محصولات است. ماجایی یا بانک اطلاعاتی نداریم که محصولات اسباب بازی کودک معرفی شود. صرفا نمایشگاه به نمایشگاه محصولاتی ارائه می شود، آن هم در سطحی خرد و کوچک. من زمانی با مهدهای کودک مذاکره می کردم که محصولات ما را به والدین معرفی کنند. حتی به شهر کودک واقع در شرق تهران هم رفتم. جالب است که در آنجا به من گفتند که برای تبلیغ کار شما بر روی یک بنر ساده روزانه 3 میلیون تومان می گیریم. خوب من اگر چنین پولی داشتم که سراغ شما نمی آمدم.

چالش بعدی که بیشتر متوجه کار خود ماست عدم نقدینگی است. ما محصولاتمان را امانی واگذار کرده و می فروشیم و در عوض باید با نیروهای خود به صورت روزمزد یا ماهیانه تصفیه حساب کنیم. طراح من تا پولش را نمی گیرد کار را تحویل نمی دهد. همین عدم نقدینگی ما را با مشکلات اساسی مواجه کرده است. الان یکی از اصلی ترین مشکلات ما مقوله بسته بندی کالاهاست که به دلیل عدم سرمایه مناسب نتوانسته ایم بسته بندی درست و مناسبی برای محصولاتمان داشته باشیم. این معضلی است که بسیاری از مشتریان هم به ما گفته اند و حتی برخی فروشگاه ها از عرضه محصولات ما خودداری می کنند. چون عروسک های خارجی با بسته بندی های بسیار زیبا و مناسب برای مشتری چشم نواز است. سرمایه گذار هم که متاسفانه بازی های خاص خودش را دارد. مثلا موسسه ای بعد از اینکه ما را 8 ماه آورد و برد و طرح توجیهی خواست، عاقبت هم از کار منصرف شد و این 8 ماه یعنی اتلاف انرژی و وقت مجموعه ما.

یکی دیگر از چالش های ما نیز عدم وجود نیروهای متخصص می باشد. همین امر باعث شده تا در برخی موارد افرادی وارد مجموعه کار شوند که از پس کار بر نمی آیند و بعد از کلی اتلاف وقت و مواد اولیه کار را رها کنند. در کنار این مسئله توقع نیروهای متخصص نیز برای خود مشکل ساز است. چراکه نیروی متخصص من از این کار توقع رفع نیازهای معیشتی خود را دارد. در صورتی که کشش کار ما به آن میزان نیست که جوابگوی مطالبات آنان باشد.

 

در خصوص کنترل کیفیت محصولات خود چه اقداماتی انجام می دهید؟

  • ما نسبت به محصولاتمان حساسیت خاصی داریم. من خودم به شخصه گاهی اوقات به مشتریانم زنگ می زنم و در خصوص فروش محصولات و نقاط ضعف و قوت آن پرسش می کنم. از آنان نظر می خواهم و می پرسم که چه محصولاتی بیشتر فروش می رود و کدام گروه های سنی بیشتر استقبال می کنند. ما الان محصولاتمان را به رشت هم می فرستیم. جالب است که آنها در ابتدا نسبت به خرید دو مورد از اقلام ما تردید داشتند. اما دیروز که تماس گرفتم به من گفتند که تقریبا همه کارها فروش رفته است. ما حتی قبل از اینکه کالای نهایی را وارد بازار کنیم بارها آن را بررسی و آزمایش می کنیم. مثلا عروسک را چند بار داخل ماشین لباسشویی می اندازیم تا ببینیم رنگ آن چقدر تغییر می کند. یا عروسک را به بچه های دوستان و آشنایان می دهیم و از والدین آنان نسبت به اشکالات آن پرسش می کنیم.

 

در خصوص قیمت محصولات خود و رقابت با محصولات خارجی شرایط شما چگونه است؟

  • قیمت عروسک های ما در فروشگاه ها بین 20 تا 23 هزار تومان است. در صورتی که عروسکی که واردکننده برای آن فروشگاه می آورد بین 2 تا 3 هزار تومان تمام شده است. برخی هم که اسباب بازی را کیلویی وارد می کنند و در اینجا بسته بندی می کنند. خوب طبیعتا هزینه آنها که بسیار هم کمتر است. اما با این وجود برای خود من هم بسیار جالب است که استقبال از کالای با کیفیت ایرانی ولو با قیمت نسبتا بالا هم مناسب است. این فقط در مورد محصولات کارگاه ما نیست ولی من در خصوص عروسک هایمان به وضوح می بینم. دلیلش هم این است که همیشه مشتری متقاضی دریافت کالای با کیفیت، آن هم از شرکتی است که بتواند به آن دسترسی داشته باشد. در صورتی که در خصوص کالاهای خارجی معلوم نیست که مواد اولیه آن از کجا آمده و چه کسی تولیدش کرده است. فقط در این میان معرفی درست محصولات ایرانی و سرمایه گذاری مناسب بخش های خصوصی و دولتی می تواند در زمینه کاهش قیمت کالاهایی هموچون عروسک های حوض نقاشی موثر باشد.

 

کمی در مورد بازخورد عروسک ها در میان کودکان و مشتریان بگویید.

  • با توجه به تغییری که در سال های اخیر در زمینه سلیقه خانواده ها نسبت به خرید عروسک خصوصا عروسک های پارچه ای به وجود آمده است، بازخوردهای بسیار خوبی داشته ایم. مثلا عروسک "حنا" از بچه 2 و 3 ماهه تا رده سنی نوجوان و جوان طرفدار دارد. اما واکنش بچه های زیر یک سال به آن بیشتر است. یا مثلا عروسک "نینا" بین کودکان 3 سال به بالا طرفداران بسیار زیادی دارد. عروسک "آرا" که عروسک پسربچه ماست در میان بزرگترها جایگاه خوبی پیدا کرده است و "سرمه" هم در میان بزرگترها با استقبال بیشتری روبروست تا در میان کودکان. یعنی دانشجویان و دبیرستانی ها با این دو عروسک ارتباط بهتری برقرار می کنند.

 

شما خودتان بیشتر کدام عروسک تان را دوست دارید؟

  • من همه عروسک هایم را دوست دارم و نمی توانم میان آنها تفاوتی بگذارم. اما آنچه که در مورد آنها در حال حاضر برایم اهمیت دارد این است که می خواهم برای هم کدامشان قصه ای داشته باشم و براساس آن قصه پوشش و لباس های مختلفی تعریف کنم که البته این امر قیمت نهایی کالای ما را بالا خواهد برد. دلیل این مسئله نیز آن است که ما در حال حاضر در حوزه فرهنگی مشکلات بسیار خطرناکی از جمله بیگانگی کودکان و نوجوانان را با فرهنگ ملی و بومی خود داریم. به همین دلیل دوست دارم که عروسک ها را در قالب لباس های محلی اقوام ایرانی وارد بازار کنم. متاسفانه تعلیم و تربیت در موسسات آموزشی ما وضعیت اسفناکی داشته و بچه ها از هویت خود بیگانه می شوند.

 

 

فکر می کنید عروسک های شما چه نقشی در هویت سازی کودکان دارند؟

  • عروسک ها ما شاید شاخصه خاصی از فرهنگ ملی و بومی نداشته باشد، اما صمیمیت و سادگی آن هویتی به آنها داده که این عروسک ها را نه ایرانی جلوه می کند و نه خارجی. بگذارید راحت تر بگویم. شبیه بچه های امروزی ایران هستند. شاید دلیل عدم توجه ما هم به این مسئله به دلیل بلاتکلیفی فرهنگی است که جامعه ما به آن دچار شده است و متاسفانه به حوزه اسباب بازی ما هم سرایت کرده است. چراکه حوزه اسباب بازی ما متولی درست و مشخصی ندارد و این بسیار بد است. حوزه بسیار مهمی که قرار است کودک براساس آن شکل بگیرد و رشد کند، در کشور ما صاحب ندارد. تنها بخش کوچکی از هویت کودک در خانواده شکل می گیرد. بخش عمده آن توسط دستگاه های فرهنگی و آموزشی رقم می خورد.

اینکه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ما نمایشگاه اسباب بازی می گذارد که در آن 90 درصد محصولات ارائه شده وارداتی است، بیانگر این واقعیت است که در کشور ما هنوز نمایشگاه تخصصی اسباب بازی کودک درست تعریف نشده است. نمایشگاه ها در کشور ما بیشتر حکم فروشگاه را دارند. تلخ تر از این مسئله آنجایی است که من به برخی از همکارانم که وارد کننده اسباب بازی هستند می گویم شما چطور می توانید کالاهای وارداتی خود را به فلان ارگان و یا سازمان دولتی ارائه کنید؟ و آنها می گویند: "کاری ندارد. فقط کافی است حق حساب برخی را پرداخت کنی." خوب این باج سبیل گرفتن یعنی چه؟ ما با این شرایط می خواهیم برای کودکان از طریق اسباب بازی هویت سازی کنیم؟ و درست به همین دلیل است که من از منظر خودم بر این باورم که ما در زمینه طراحی و تولید اسباب بازی دچار قحطی آدم هستیم. چون کسب حاضر نیست در این شرایط اقتصادی و فرهنگی، استعداد و فکر خود را بر روی مسئله ای سرمایه گذاری کند که عاقبت به چنین سرنوشتی دچار می شود.

طرف از چین بازی فکری وارد می کند و در موسسات فرهنگی دولتی به فروش می رساند. اگر بدانید همین شهرداری چقدر به ما وعده داد و در نهایت ما را سر کار گذاشت؟ در چنین فضایی من ترجیح می دهم که هیچ چشم امیدی به نهادهای دولتی نداشته باشم و کار خودم را دنبال کنم.

 

چشم انداز حوض نقاشی برای فعالیت های آینده اش چیست؟

  • ما در اینجا به بحث خلاقیت بسیار اهمیت می دهیم. یعنی می خواهیم وارد فضایی شویم که دیگر اسباب بازی به این شکل تولید نکنیم. بلکه ابزاری را مهیا کنیم که کودک خودش با توجه به امکاناتی که در اختیارش قرار می گیرد، عروسک بسازد. البته استارت این کار در داخل مجموعه زده شده است. اما به دلیل مشکلات مالی و عدم سرمایه، سرعت آن زیاد نیست.

 

و حرف آخرتان؟

  • امیدوارم بچه های ما بی هویت بزرگ نشوند و با گذشته خود در ارتباط باشند تا بتوانند آینده خود را به درستی ترسیم کنند. برای من در زندگی هر دو وجه فرهنگ و اقتصاد به یک اندازه مهم است. تا پولی در کار نباشد دغدغه های فرهنگی من مرتفع نخواهد شد و تا پایه فکری و فرهنگی نباشد من به فعالیت اقتصادی ترغیب نخواهم شد. اما طبیعتا دراین شرایط اقتصادی اولویت من با پول خواهد بود. امیدوارم شرایط به گونه ای پیش برود که هم محصولات خوب و با کیفیتی در اختیار کودکان قرار دهیم و هم دغدغه های فرهنگی خود را در قالب این محصولات برطرف نماییم.
فاطمه رگبار نقل قول
بسیار عالی نسیم عزیز و مهربون موفق و پیروز باشد
بیشتر بیشتر