سفری برای فهم شجاعت، امید و شادی
علی اصغر عاملی علی اصغر عاملی
گزارش و برسی > رویداد هنری 10:50 10 دی 1395 /

سفری برای فهم شجاعت، امید و شادی

«شاید غالب آدم ها برای یک کت دگمه بدوزند. اما راستش را بخواهید من از جمله آدم هایی هستم که برای یک دگمه کوچک کت می دوزم.» اینها جملاتی است که محمد رضا مالکی با خنده برای من می گوید. او کارگردان ئتاتر «سفر شادی» است. تئاتری که این روزها در تالار هنر در حال اجراست.

سفر شادی، سفری براساس نیازهای اجتماعی
«سفر شادی» ماجرای دختر بچه بیماری است که در مسیر درمان خویش دچار نوعی ترس و ناامیدی شده و تیم پزشکانش برای بازگشت وی به زندگی دست به ترفندهای مختلفی می زنند تا در نهایت شادی به یک فهم و باور درست از زندگی دست یابد. محمد رضا مالکی در خصوص ایده اولیه کار می گوید:« شاید غالب آدم ها برای یک کت دگمه بدوزند. اما راستش را بخواهید من از جمله آدم هایی هستم که برای یک دگمه کوچک کت می دوزم. جرقه این نمایش از آنجایی آغاز شد که دختری به نام شادی در ذهن من شکل گرفت. اما مشکل اصلی جایی بود که این شادی نه مویی در سر داشت و نه رنگی به رخساره. گویی که او بیماری شبیه سرطان داشت. راستش زمانی که این ایده در ذهنم جرقه خورد در پیرامونم کودکان زیادی می دیدم که درگیر سرطان هستند و این نوع از بیماری تبدیل به یک دغدغه و مسئله عمومی شده است. به همین دلیل تصمیم گرفتم تا شادی را که در ذهنم شکل گرفته بود به این سمت هدایت کنم.
«سفر شادی» تئاتری است سهل و ممتنع. شاید در نگاه اول ساده و گذرا باشد و به فراخور یک تئاتر کودک حرف های ساده ای برای مخاطب عنوان کند. اما بهانه بیان همین حرف های ساده و در عین حال اساسی، به شما می فهماند که سفر شادی را باید مثل یک مخاطب حرفه ای دنبال کنید. شاید مهم ترین وجه این تئاتر نگاه تیز بینانه نویسنده و کارگردان به مسئله ای مغفول در دنیای کودک است و آن نحوه آماده سازی و مبارزه یک کودک در مواجهه با بیماری یا هر معضل دیگری است. امری که شاید برای بسیاری از ما ساده به نظر آید. اما برای آنها که درگیر چنین مسئله ای هستند، کاملا ملموس و قابل درک است. مالکی در این زمینه می گوید:
-    من در زمینه انتخاب نوع کارهایم سعی می کنم نسبت به نیاز روز جامعه پیش بروم. برای هر چیزی که احساس کنم جامعه درگیر آن است، به فراخور درک و توانایی ذهنم طرحی ترسیم کرده و آن را اجرایی می نمایم. یعنی دغدغه اجتماعی برای من یک مولفه اساسی و بنیادی است.
همین الان کسانی هستند که دائم به من توصیه می کنند که فلان مجموعه های نمایشی خارجی را بخوان و با استفاده از آن طرحی برای اجرا آماده کن. نه اینکه کار آنها درست نباشد. اما من نمی توانم سراغ متنی بروم که هیچ سنخیتی با من، جامعه، مردم و فرهنگ من ندارد. درد و دغدغه جامعه من چیز دیگری است و این متن خارجی چیز دیگر. حالا اگر آن متن مرتبط با مسایل اجتماعی ما هم که باشد تازه باید بتوانیم آن را ایرانی کنیم تا برای مخاطب جذاب باشد که نتیجه این کار، هم زمان بر است و هم کاری وصله پینه ای است.

حرف های ساده ای که گوش خراش نیستند
«سفر شادی» نیز به سان همه تئاترهای کودک پیامی دارد و سخنی. اما شاید دیگر مولفه مهم این تئاتر پرهیز از هر گونه گنده گویی و گل درشت کردن پیام نهایی خود به مخاطب است. روند قصه به گونه ای است که در نهایت شما را به مقصد می رساند بی آنکه دائما در گوش شما هوار بکشد و شعارهای تکراری بدهد. جناب کارگردان در این خصوص می گوید:
-    اعتقاد دارم که تماشاچیان اعم از کودک و بزرگسال دوست دارند که خودشان واقعیات را کشف کنند. یعنی به طور کلی آدمی در پی کشف و شهود است و بیزار است از اینکه بخواهیم نکته ای را به صورت عریان و مستقیم به او بگوییم. به همین دلیل تمام سعی من آن بود تا مفاهیمی چون شجاعت، امید و شادی را به صورت کاملا نرم و غیر مستقیم به مخاطب عرضه کنم.

انتقادی که کارگردان قبول ندارد
شاید یکی از اصلی ترین انتقاداتی که بتوان به سفر شادی گرفت، انتخاب دختر به عنوان شخصیت ناامید و ترسو باشد. اینکه می شد این دختر ترسو و ناامید جای خود را به یک پسر ترسو و ناامید بدهد و بر این اساس می توان گفت که در ذهن کارگردان نوعی نگاه جنسیتی به عنصر ترس و یاس وجود دارد. اما مالکی در برابر این انتقاد به شدت مخالفت است و نگاه خود را فارغ از هر گونه تقسیم بندی جنسیتی دانسته و می افزاید:
-    انتخاب دختر بچه به عنوان شخصیت محوری این قصه صرفا به دلیل حس لطافت دخترانه و جذابیت های بصری آن است و به هیچ وجه نگاه جنسیتی در خصوص مستعد بودن دختران به ترسویی و نا امیدی وجود ندارد.


بازخوردهایی از جنس اشک شوق
کارگردان تئاتر «سفر شادی» در زمینه بازخورد این کار در میان مخاطبانش نیز حرف های جالبی دارد. او می گوید:
-    بسیاری از والدین وقتی برای رزرو بلیط زنگ می زدند از ما سوال می کردند که با توجه به موضوع نمایش آیا فضای آن غمناک است؟ در صورتی که تئاتر کودک ماهیتا نمی تواند غمناک باشد. ولی خوشبختانه هنگامی که کار را تماشا می کردند، رضایت و خوشحالی را از نگاه غالب آنها می فهمیدم. چون تماشاچی ایرانی عاشق شنیدن قصه است و از آنجا که سفر شادی قصه پردازی بسیار خوبی دارد، رضایت مخاطب را نیز به همراه داشته. من در بسیاری از اجراها وقتی در چهره بچه ها دقیق می شوم، کاملا مشهود است که کودک محو قصه و بازی خوب بازیگران شده است و از نظر من این یعنی موفقیت کار. در خصوص والدین هم جالب است بدانید که در این چند شب اجرا برخی از مادر و پدرها را دیدم که در پایان کار اشکی از سر شوق در چشمانشان جوشیده بود. این خیلی مهم است که والدین در پایان یک تئاتر کودک اشک شوقی بریزند. نه به دلیل موضوع نمایش بلکه از این منظر که کار توانسته حتی فضای ذهنی والدین را هم عوض کند چه رسد به کودکان.
«سفر شادی» را به لحاظ تنوع نور و دکور و تغییر لباس و چهره باید نمایشی پویا و خلاق دانست. اما به عقیده من آنچه سفر شادی را متمایز از بسیاری از کارهای مشابه خود می نماید نقطه عطف نمایش است. نقطه عطفی که در صحنه ماقبل پایانی و در گفتگوی شادی با ماه اتفاق می افتد. نکته قابل تامل آن است که خود آقای کارگردان هم این صحنه را بیش از بخش های دیگر کار دوست دارد. او در توضیح بیشتر این صحنه می گوید:
-    من وقتی می بینم که بچه ها با چه دقت نظری محو تماشای کار می شوند پیش خودم احساس مسئولیت سنگینی می کنم. چراکه اعتقاد دارم در لحظات اجرای نمایش کودک جزء به جزء حرف های ما را بی چون و چرا می پذیرد و این یعنی یک مسئولیت سنگین بر شانه های نویسنده و کارگردان. اما وقتی در صحنه ماقبل پایانی، جایی که ماه به عنوان دانای کل قصه و یک منبع انرژی با شادی صمیمانه گفتگو
می کند و به او می گوید که شاهد همه تلاش ها و امیدهای وی بوده و به همین دلیل از او حمایت می کند، حس می کنم که مسئولیتم را در قبال کار و مخاطبین انجام داده ام. چون هدف من خلق تصاویری است تا ضمن تحت تاثیر قرار دادن کودکان پیام خود را به طور غیرمستقیم به آنها القا کنم. پیامی که می گوید آدمی با شادی، شجاعت و امید زنده است.

برنامه ریزی مدون مهم تر از تمرین بیشتر
مالکی در خصوص تمرین گروهش نیز باورهای جالبی دارد. او معتقد است که پیش از تمرین باید برنامه ریزی درست داشت و در صورت برنامه ریزی مدون نیازی به تمرین زیاد نخواهد بود. از همین روی برای آماده سازی گروه جهت اجرای سفر شادی، کار در طی 30 جلسه به بازبینی رسید. او در این زمینه می افزاید:
-    من عقیده دارم که باید آدم ها را در صحنه های مربوط به خود قرار داده و سپس آنها را نسبت به بازی خودشان توجیه کنم. وقتی اساس کار درست شد، آن وقت صحنه ها را به هم وصل می کنیم تا ساختمان کار شکل بگیرد. این طور وقت و انرژی بازیگران هم کمتر تحلیل رفته و تمرکزشان افزایش خواهد یافت.
مصاحبه که به پایان می رسد چرخی در فضای تالار هنر می زنم. نگاهی گذرا به پوسترها و بروشورهای این تئاتر می اندازم و نام بازیگران را از نظر می گذرانم. به اعتقاد من «سفر شادی» آن قدر ارزشمند و تاثیرگذار هست که مادر و پدری کودکشان را برای تماشای آن ببرند. تئاتری که مجموعه عوامل آن به مدت 60 دقیقه تلاش دارند تا با صرف انرژی فراوان حقایقی همچون شادی، شجاعت و امید به کودکان بیاموزند. اگر دوست داشتید سری به سفر شادی بزنید. خیابان ورزنده، تالار هنر. اگر از نمایش خوشتان آمد مثل من بروشور آن را بردارید. به خانه که رسیدید آن را قاب کنید و به دیوار بزنید.
 


سمایی نقل قول
این نمایش واسه چه گروه سنی توصیه می شود ؟
دارابی نقل قول
سلام.من هم انتقاد شما را قبول دارم. ولی احساس می کنم که کارگردان به نوعی در توجیه این انتقاد است.
فرهادی نقل قول
من به همراه پسرم این کارو تماشا کردیم. کار بسیار زیبا و خوبیه. از عوامل این تئاتر کمال تشکر دارم.
بیشتر بیشتر