وقتی یک محقق ناشر می شود
علی اصغر عاملی علی اصغر عاملی
گزارش و برسی > انتشارات 08:50 06 آذر 1395 /

وقتی یک محقق ناشر می شود

پس از آنکه برایم توضیح می دهد که برای انجام فعالیت های پژوهشی در دو حوزه کودک و نوجوان و متون عربی چیزی قریب به چهار هزار جلد کتاب را مطالعه کرده، می خندد و می گوید "ما حقوق می گرفتیم که کتاب بخوانیم."

شاید پیش خودتان فکر کنید که دریافت حقوق در برابر مطالعه کتاب چه شغل جالبی می تواند باشد. اما به نظر من در کشوری که سرانه مطالعه آن در حد دقیقه و ثانیه است چنین کاری نه تنها جالب توجه نیست. بلکه می تواند مشمول دریافت سختی کار هم باشد. خصوصا آنکه مطالعه مزبور جهت فعالیت های تحقیقاتی بوده و از سوی دیگر در 25 یا 26 سالگی مردی باشد که می توانسته به جای چنین کار مرارت باری به سراغ فعالیت های اقتصادی پر آب و نان تری برود و درست از همین جاست که می فهمم مدیر نشر ریحان پیش از آنکه یک مدیر انتشاراتی باشد یک محقق حرفه ای در حوزه ادبیات خصوصا ادبیات کودک و نوجوان است.

مهدی حاجی شیزری مدیر انتشارات نشر ریحان است. متولد 1339 در تهران از والدینی که اصالتاً اهل شیزر طارم بودند. حدود سال های نوجوانی به دلیل علاقه وافرش به کتاب و مطالعه به صورت نیمه وقت در کتابفروشی محل مشغول به کار می شود. پدر هم که از کودکی وی را به مسجد شفا در یوسف آباد می برده سببی می شود برای آشنایی او با کتابخانه مسجد شفا. مسجدی که سال ها بعد و در هنگامی که شیزری به دبیرستان می رود مکانی می شود برای آموختن درس فلسفه. حالا در کنار همه اینها کتابخانه کانون شفق هم دیگر پاتوق شیزری برای مطالعه و کتابخوانی است. شاید یکی از بهترین دستاوردهای آن سال ها برای شیزری آشنایی و اشراف او بر مکاتب ادبی جهان بود. امری که باعث می شد تا وی کتاب ها را براساس همان مکاتب و اسلوب مطالعه کند.

 

تجاربی به گرانبهایی پژوهش

در سال 1359 شیزری 20 ساله با بهره مندی از همین تجربه گرانبها در زمینه مطالعه و شناخت کتاب به عنوان مسئول خرید کتاب برای مدارس منطقه 6  تهران وارد امور تربیتی آموزش و پرورش می شود. فعالیت های موفق او در امور تربیتی نیز منجر به دعوت از وی جهت تاسیس واحد کودک و نوجوان در بنیاد بعثت در سال 1361 می گردد. شیزری جوان در آن سال ها اگرچه با کتاب و کتابخوانی و حتی مکاتب ادبی جهان به خوبی مانوس است، ولی تجربه و دانشی در زمینه داستان نویسی ندارد. اما بنیاد بعثت و مدیریت آن فتح بابی می شوند برای آشنایی او با مصطفی رحمان دوست. در آن روزها رحمان دوست در کنار مدیریت مجله رشد کلاس های آموزش داستان نویسی نیز دایر کرده بود. حضور شیزری در این کلاس مقدمه ای است برای ورودش به دنیای پژوهش. در این کلاس هاست که او نقد ادبی را از رضا سرشار، قصه خوانی و قصه گویی را از مصطفی رحمان دوست و فن ویراستاری را از جناب قلعه نویی فرا می گیرد. حالا شیزری آن قدرها تجربه و دانش دارد که به دعوت برازش مدیر نشر حدیث وارد مجموعه ای از افراد کار کشته و حرفه ای در زمینه پژوهش کتب روایی شود. کار پژوهشی سنگین و نفس گیری که برای انجام آن بیش از 100 پژوهشگر درگیر کار بودند و شیزری به عنوان یکی از اعضای همان مجموعه چیزی حدود 800 کتاب عربی مطالعه نمود. نتیجه آن کار عظیم نیز ده‌ها جلد "معاجم" کتب اصیل روایی می شود.

این تجربه گرانبها سبب می شود تا در سال 1364 مصطفی رحمان دوست از وی برای انجام سلسله پژوهش هایی در حوزه ادبیات کودک و نوجوان دعوت به عمل آورد. فشردگی و حساسیت کار در آن مجموعه پژوهشی به گونه ای بود که شیزری بیش از 800 جلد کتاب را با همکاران دیگرش زیر و رو کند.  این در حالی بود که وی در سال های فعالیت در بنیاد بعثت جهت شناسایی کتب مفید برای کودکان نیز بیش از هزار جلد کتاب مطالعه کرده بود. این تجارب موفق و ارزنده باعث می شود تا او در کنار فعالیت های پژوهشی دست به ترجمه چند کتاب ادعیه بزند که با ترجمه های آن زمان کمی توفیر داشت. به دلیل اشراف وی به حوزه ادبیات فارسی و عرب ترجمه های وی در سال‌های بعد با حالتی موزون و آهنگین بودکه در نوع خود جالب توجه است. در نهایت همه این موارد دست به دست هم می دهند تا شیزری جوان را برای فعالیت در حوزه نشر و کتاب کودک آماده نماید.

 

ریحان متولد می شود

سال 67 که فرا می رسد نشر ریحان متولد می شود. اما شیزری به دلیل سرمایه اندک (البته با همکاری شریکش) مجبور است تا کتاب ها را به صورت تکی و با وقفه وارد بازار کتاب کند. نکته جالب توجه اینجاست که به دلیل تجربه کار در عرصه کتاب، ویرایش کتاب ها را خود بر عهده می گیرد. او در خصوص ورود به عرصه نشر و بازار کتاب به نکته قابل تاملی اشاره می کند:

  • من از جمله افرادی بودم که براساس تجربه و تخصصی که در حوزه ادبیات کودک داشتم وارد مقوله نشر شدم. در صورتی که این کار نیازمند یک ذهن تجاری و اقتصادی است. در کار نشر پیش از اینکه مرد علمی باشید باید یک مرد اقتصادی باشید. این مسئله هم چیز بدی نیست. بلکه خیلی هم خوب است. چون شما در حال ساخت و تولید یک کالای فرهنگی هستید و برای فروش خوب این کالا نیازمند یک ذهن و ایده تجاری و کاسب کارانه هستید. الان همین آقای هاشمی نژاد در نشر افق وقتی دیدند که داستان های کلاسیک در بازار به شکلی کاملا بی کیفیت عرضه می شوند، با داشتن ایده ای خلاق و اقتصادی وارد عمل شدند و در حال حاضر وقتی شما یک کتاب ژول ورن را می روی از بازار بخری دیگر آن کیفیت نامناسب را نداشته و حتی طرح و جنس کتاب شما را سر ذوق می آورد. حتی الان می بینیم که برخی از افراد که صرفا ذهنیت اقتصادی دارند و وارد عرصه کتاب و نشر شده اند، مجموعه ای از افراد متخصص و صاحب نظر در زمینه کتاب را به عنوان مشاور استخدام کرده و در مورد ایده های آنان سرمایه گذاری می کنند. این کار نه تنها بد نیست. بلکه بسیار مثمر ثمر واقع شده و حتی شاهدیم که بخش خصوصی ما محصولاتی بهتر از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ارائه می نماید؛ جایی که مردم در قبل از انقلاب فقط و فقط همان انتشارات را ناشر مطمئن و حرفه‌ای نشر کتاب کودک می‌دانستند.

شیزری در خصوص انگیزه حضورش در عرصه نشر کودک و نوجوان می گوید:

  • وقتی انقلاب شد ما احساس کردیم که باید بچه های مردم کتاب های مفید و به درد بخور به دستشان برسد. این همه انگیزه من و بسیاری از هم نسلان من برای ورود به عرصه کتاب کودک و نوجوان بود. حس و حال آن زمان با حالا خیلی فرق داشت. ذهنیت همه ما این بود که بچه های نسل بعدی با فرهنگ و کتابخوان بار بیایند. خاطرم هست که در همان سالی که ما ریحان را تاسیس کردیم، بسیاری از دوستانی که حالا در عرصه نشر کودک فعال هستند از کارهای دولتی خود کناره گیری کرده بودند. غالب آنان در مراکز دولتی مثل آموزش و پرورش و یا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بودند و دقیقا با این انگیزه وارد کار شدند که اعتقاد داشتند بخش دولتی کشش کار فرهنگی مفید و موثر را ندارد و با هدف فرهنگ سازی وارد بخش خصوصی شده بودند. سال 69 وقتی به همت همین انتشاراتی های نوپا برای نخستین بار نمایشگاه کتاب کودک برپا کردیم، کارمندان و کتابداران آن زمان کانون را از ذهنیتی که داشتند (آنها غیر از کانون را ناشر به درد خوری در حوزه کودک نمی دانستند) دور کرد و این نمایشگاه اولین نمایشگاه اختصاصی کتاب کودک با شیوه ای جدید در ایران بود. یعنی کتاب ها بدون هیچ سدی در اختیار خریداران قرار گرفت. نمایشگاه های پیشین یک کتاب را روی میز می‌گذاشتند و در صورت انتخاب خریدار، فروشنده کتاب را از پشت پیشخوان به دست مشتری می داد. از این نمایشگاه به بعد رویه دوستانی که این انجمن فرهنگی را راه اندازی کردند، همین شد و این فرهنگ چند سال بعد تقریبا میان همه ناشران و نمایشگاه ها جا افتاد.

او عقیده دارد که تلاش بی وقفه آدم های آن روز (علاقمندان کتاب کودک در عرصه‌های اداری، نویسندگی، تصویرگری، نشر و حتی چاپخانه و...) در عرصه کتاب کودک اکنون به بار نشسته و گواهی آن امر هم انتشار سالانه 11 هزار عنوان کتاب کودک در کشور می باشد. در صورتی که در آن سال ها نهایت فعالیت ناشران کتاب کودک و نوجوان فکر کنم به 400 یا 600 عنوان هم نمی رسید. اما با این همه شیزری از این میزان هم رضایت ندارد و عقیده دارد که وقتی این 11 هزار عنوان را در حوزه های تخصصی کودک تقسیم کنیم، در هر موضوع ریزی، شاید به 20 عنوان هم نرسیم که این مسئله از نظر وی به هیچ وجه قابل قبول نیست. او در این خصوص می گوید:

  • الان کتاب رنگ آمیزی تا دلتان بخواهد در بازار وجود دارد. اما در حوزه های داستانی، ادبی، علمی و دینی کارهای خوب و پرمایه ای نداریم. مثلا اگر بخواهید در زمینه روابط عمومی کودکان خردسال مجموعه کتابهایی تهیه نمایید شاید به عدد 20 هم نرسد. در حوزه علمی هم شاهد کارهای ضعیفی هستیم. در حوزه کتاب های دینی هم نه تنها کار موثر چندانی نمی بینیم، بلکه برخی آثار به نظر من مضر هم هستند. چون نویسنده یا سواد دینی چندانی نداشته و در نتیجه کتاب از نظر محتوا قابل قبول نیست یا دانش لازم در ادبیات کودک ندارد و کتاب جذابی برای کودک تولید نمی‌کند.

بر همین اساس او توصیه می کند تا رسانه ها خصوصا سایت های فعال در حوزه کودک کتاب ها را نقد کرده و به مردم و مخاطبان خود بیاموزند که کتاب را نه به طور چشم و گوش بسته که با دیدی نقادانه مطالعه نمایند.

 

مدیر نشر ریحان در خصوص فعالیت های انتشاراتی خود توضیح می دهد که تا سال 72 چندین کتاب ادبی چاپ و روانه بازار می کنند. اما از آن سال به بعد تصمیم به انتشار کتاب های علمی در حوزه کودک و نوجوان می نمایند و موفقیت در این عرصه چنان بود که تا همین سال های اخیر نشر ریحان را به عنوان یکی از ناشرین کتب علمی کودکان معرفی کرده و حتی تیراژ برخی مجموعه کتاب ها از مرز 400 هزار نسخه نیز عبور کرده بود. کتاب های علمی که بیشتر مورد استقبال مدارس قرار می گرفت. اما با گذشت زمان یعنی در سال‌های 78 تا 80 و با ورود کتاب‌های جدیدتر، این کتاب ها نتوانستند در بازار کتاب جای پایی باز کنند و در نتیجه فروش آنان با کاهش روبرو شد. ضمناً تورم شدید آن سال‌ها و کمبود سرمایه باعث شده تا نشر ریحان در سال های اخیر با وضعیتی محتاطانه در فضای نشر کودک و نوجوان فعالیت نموده و آثار خود را در حوزه آموزش کودکان خردسال متمرکز نماید. در این راستا مجموعه "برای اولین بار" کتابی است در حوزه آموزش خردسالان که در زمینه اولین برخوردهای آنان با فضاهای عمومی همچون مهدکودک و یا مطب دکتر آماده و روانه بازار شده است. رویکرد این کتاب بیشتر در حوزه ارتباط جمعی و روابط عمومی کودکان خردسال می باشد.

 

تالیف یا ترجمه؟ مسئله این است

شیزری هم به مانند دیگر همکاران خود در حوزه نشر کودک و نوجوان، در عین لازم و واجب دانستن تقویت کتاب‌های تألیفی در نشر کتاب کودک و حتی هر زمینه علمی دیگر ایران، آثار ترجمه ای را بر آثار تالیفی ترجیح می دهد. اما نکته ای که در این میان برایم جالب است نوع نگاه و نظر وی در خصوص آثار ترجمه ای است. مدیر نشر ریحان عقیده دارد که دلیل اصلی و عمده اقبال ناشران از کتاب های ترجمه ای پیش از آنکه به خاطر قیمت تمام شده کتاب باشد، به دلیل سواد بالای مولفین آن است. وی عقیده دارد که مولفان خارجی دانش و تخصص ارزنده ای در حوزه کاری خود داشته و به همین دلیل آثار شاخصی نیز عرضه می کنند. کارهای آنها بیش از نوشته‌های مولفان ما کودکانه است و لازم است این کودکانه دیدن و با زبان کودکی حرف زدن در حرفه‌ای های ما هم رشد کند و بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. این یک تخصص و مهارت است و ژنتیک نیست. وی می افزاید:

  • الان در حوزه زبان انگلیسی، در کشور انگلستان سالانه 100 هزار عنوان کتاب منتشر می شود. حالا آمریکا، استرالیا، هند و آفریقای جنوبی که در آنها هم کتاب ها به زبان انگلیسی نگاشته می شود، بماند. شما ببینید در یک سال چه تعداد عنوان کتاب کودک با زبان انگلیسی منتشر می شود. آن هم با چه سطح بالایی از دانش روز و تخصص عالی در حوزه کودک. خوب فقط کافی است که شما چشمانتان را ببندید و مشت کنید تا کلی کتاب ارزشمند به دست بیاورید. حالا تنوع موضوع و تصاویر هم که مزید به علت می شود.

 

متن و تصویر، لازم و ملزوم

از او در خصوص اولویت متن یا تصویر در کتاب کودک پرسش می کنم. شیزری عقیده دارد که یک کتاب در وهله نخست باید متن قابل قبولی داشته باشد تا تصویرگر بتواند بر مبنای آن تصاویری خوب ارائه دهد. وی می افزاید:

  • فنداسیون و پایه اصلی یک کتاب را متن آن تشکیل می دهد. اما باید این واقعیت را پذیرفت که مخاطب که همان کودک است، جذب تصاویر می شود نه متن. از همین روی من موافق این نیستم که بگوییم متن یا تصویر سهم عمده ای در مقبولیت یک کتاب دارند. بلکه این دو مسئله کاملا به هم وابسته می باشند. متن و تصویر لازم و ملزوم یکدیگرند و هیچ یک بر دیگری رجحان ندارد. البته در فرآیند کتاب سازی در کنار این دو مسئله عوامل دیگری مثل فونت، قطع کتاب، نوع کاغذ کتاب، جلد آن و بسیاری نکات فنی دیگر وجود دارد که ناشر باید همه آنها را لحاظ نماید. به همین دلیل ما در انجمن ناشران کتاب کودک و نوجوان جایزه کتاب برتر را به اثری می دهیم که مجموع این مولفه ها را در سطح بالایی لحاظ کرده باشد. یعنی به کتاب جایزه می دهیم، نه به مولف و یا تصویرگر.

 

فرصت ها و چالش های کتاب کودک

مدیر نشر ریحان عقیده دارد که در حوزه کتاب کودک و نوجوان فرصت های گرانبهایی جهت موفقیت وجود دارد که اصلی ترین و مهم ترین آن عدم ورود به موضوعات و مسایلی است که هنوز در ایران مغفول مانده است که این مسئله در حوزه آموزش نمود بیشتری دارد. وی می گوید:

  • الان ما در زمینه روش آموزش سال اول ابتدایی با فقدان کتاب مواجه هستیم. شما بازار کتاب را زیر و رو کنید چند کتاب تخصصی در زمینه نحوه آموزش یک دانش آموز کلاس اول ابتدایی پیدا می کنید؟ من قبول دارم که ریسک تالیف و انتشار این گونه کتاب ها بالاست. اما به دلیل نیاز بازار کتاب به چنین محصولاتی، در صورت موفقیت نیز جایگاه خوبی در میان مخاطبان پیدا می کنند. نمونه زنده آن هم دایره المعارف علمی کودکان است. ما در این زمینه کارهای بسیار کمی داشتیم. اما وقتی چند ناشر خصوصی دست به کار شدند، موفقیت های چشمگیری نصیبشان شد. موفقیت به حدی بود که ناشرین دولتی مثل کانون پرورش فکری و یا نشر مدرسه هم از آنها تقلید کردند. نکته مهمی که در این میان وجود دارد این است که وقتی ناشر خصوصی کتابی 24 صفحه ای و با سرمایه کم منتشر می‌کند، چرا بخش دولتی هم دقیقا وارد همان نوع کار می‌شود. در صورتی که بخش دولتی که صاحب سرمایه و حمایت دولتی است، باید کاری فراتر از اینها انجام دهد. چون اگر بخواهد با این همه امکانات، همان کاری را کند که بخش خصوصی هم توان آن را دارد، هم کیفیت کارش پایین می آید و هم به بخش خصوصی ضربه وارد می کند. لااقل به سراغ تالیف برود نه ترجمه و یا دنبال کارهای پژوهشی بلند مدت باشد. ما انتظار داریم که ناشر دولتی با این سرمایه عظیمی که در اختیار دارد کارهای تالیفی و پژوهشی مدونی را در قالب بسته های آموزشی تهیه و تدارک ببیند. چون این کار از عهده بخش خصوصی بر نمی آید. خلاصه اگرکسی با سرمایه و برنامه ریزی خوب وارد این عرصه شود به طور یقین موفق خواهد شد.

اما مهدی شیزری در زمینه چالش های موجود در عرصه کتاب کودک دل پر خونی دارد. او بر این باور است که تنهاترین چالش  در عرصه کتاب چه در زمینه کودک و چه در دیگر زمینه ها عدم رغبت مردم به خرید کتاب می باشد که دلیل آن نیز عدم وجود فرهنگ کتابخوانی در کشور است. وی در خصوص این مسئله می افزاید:

  • دلیل عدم فرهنگ کتابخوانی در کشور وجود مدیرانی است که به این مسایل فکر نمی کنند. حل مسئله کتاب نخواندن در کشور کار یک یا دو وزارتخانه نیست. کل مجموعه دستگاه های فرهنگی، آموزشی و حتی اقتصادی باید راجع به این مسئله جلسه بگذارند و برنامه ریزی کنند. ولی متاسفانه فقط شاهد حرف زدن ها و کلی گویی ها هستیم. وزارت ارشاد این همه هزینه صرف یارانه کتاب و ناشرین کرد ولی هیچ اثری نداشت. پس صرف پول خرج کردن برای کتابخوان کردن مردم راهگشا نیست. این پول خرج کردن ها باید به پشتوانه یک برنامه ریزی مدون و صحیح باشد.

 

ناشر جریان ساز در حوزه کودک و نوجوان در کشور نداریم

شیزری در زمینه وجود یک ناشر جریان ساز قابل قبول در فضای نشر کودک و نوجوان قایل به عدم وجود چنین جریانی در کشور است. او عقیده دارد که اولین دلیل این مسئله خواست خود ناشرین می باشد. چراکه هر ناشری در وهله نخست دغدغه اقتصادی و مالی دارد و با وجود هزینه های سنگینی که در کار نشر وجود دارد، هیچ ناشری به دنبال ایجاد یک جریان خاص و یا مستقل در حوزه کتاب کودک نیست. اما دومین دلیل عدم وجود جریان سازی از نظر شیزری در حوزه کتاب کودک وجود متغیرها و مولفه های مختلفی است که گردآوری آن خود مشکلات و پیچیدگی های فراوانی دارد. وی در این خصوص می افزاید:

  • شما فرض کنید که یک ناشر اگر بخواهد جریان ساز باشد، فقط از حیث امکانات سخت افزاری از صفر تا صد یک کتاب را که شامل مولف، تصویرگر، چاپخانه، فروشگاه، عوامل توزیع، تبلیغات و ده ها مولفه دیگر می باشد را باید در اختیار داشته باشد. حالا باقی قضایا بماند. به همین دلیل کار سخت و نشدنی است. یعنی در توان بخش خصوصی نیست. بخش دولتی هم که اصلا حال این کارها را ندارد. الان کانون پرورش فکری کودکان و ناشران وابسته به وزارت آموزش و پرورش و یا موسسات نیمه دولتی مثل سازمان تبلیغات و حوزه هنری به جای آنکه الگوی بخش خصوصی باشند از آنها الگو می گیرند و تقلید می کنند. آنها هم مانند ناشران بخش خصوصی کپی کار شده اند. حالا شما انتظار جریان سازی از آنها را دارید؟

 

ذائقه کتابخوانی کودکان دیروز و امروز

وقتی در مورد ذائقه کتابخوانی بچه های امروز می پرسم و اینکه آیا نسبت به بچه های گذشته فرقی کرده اند، پاسخ می دهد:

  • طبیعتا ذائقه کتابخوانی بچه های امروز نسبت به بچه های دیروز تغییر کرده است. اما من نمی توانم بگویم چقدر؟ چون آمار و ارقامی وجود ندارد. در نتیجه نمی توانیم روی هوا حرف بزنیم. چون معیار سنجش دقیقی نداریم. اما این را می دانم که مخاطب کتاب کودک افزایش یافته است. چون اولا جمعیت زیاده شده و ثانیا در زمان گذشته سواد خواندن و نوشتن چندانی وجود نداشت و در نتیجه اهمیتی به کتاب و کتابخوانی نبود. اما غالب والدین امروزی سواد دانشگاهی دارند و در نتیجه اهمیت بیشتری به مطالعه و کتابخوانی فرزندانشان می دهند. اینکه سالی 11 هزار عنوان کتاب وارد بازار می شود بیانگر توجه به کتاب کودک است. اما با این همه این رقم نیز قابل قبول نیست.

 

کیفیت چاپ کتاب همچنان در اغما

شیزری وضعیت چاپ کشور را راضی کننده نمی داند. البته بر این باور است که کیفیت چاپ نسبت به گذشته دچار تغییراتی شده است. اما با استانداردهای جهانی فاصله زیادی دارد. زیرا کتاب هایی که در حال حاضر در کشورهای پیشرفته به بازار عرضه می شوند، در کاغذ، قطع کتاب و حتی شکل کتاب نیز دارای خلاقیت و بداعت های زیبایی هستند که این ناشی از صنعت چاپ به روز و پیشرفته آنهاست. اما در کشور ما همچنان بر همان مدار گذشته حرکت می شود و اتفاق خاصی رخ نداده است.

 

کارنامه ریحان قابل قبول است

شیزری نسبت به کارنامه انتشاراتی خود نگاه مثبتی دارد و آن را قابل قبول ارزیابی می کند. دلیل آن را هم خط قرمزهایی می داند که در کار نشر کودک برای خود ترسیم کرده بود. اینکه هر کتابی را روانه بازار نمی کرد. تا به هر قیمتی کسب درآمد کند. به گفته خودش در سال هایی که فروش کتاب هایی با تصاویر شخصیت های کارتونی سود سرشاری برای ناشرین کودک داشت، او هیچگاه به سراغ چنین فعالیتی نرفت و عقیده داشت که باید محصولی را عرضه کند که نیاز کودکان و نوجوانان را برآورده سازد. جالب اینجاست که با همه ضرر اقتصادی که در این راه متحمل شده، هیچگاه از این کار خود ناراضی نبوده و نخواهد بود.

یراحی نقل قول
ای کاش آقای شیزری دقیقا می گفتن که چه مسئله ای در خصوص عدم به روز شدن کتاب های نشر ریحان باعث کاهش فروش آنها شد. یعنی این به روز نشدن در چه جهاتی بیشتر خودنمایی می کرد؟
کمیلی نقل قول
سلام بر شما. خیلی خوبه که هر هفته با ناشرین کودک مصاحبه می کنید. نظرات این افراد می تونه گره گشای بسیاری از مشکلات امروز در زمینه کتاب بچه ها باشه. موفق باشید.
سواعدی نقل قول
اگر بخواهیم با انصاف قضاوت کنیم. ناشرین خصوصا ناشرین کودک در کشور ما از جمله محجورترین و مظلوم ترین اصناف می باشند. افرادی که با همه بی مهری ها و کاستی ها در حوزه کتاب چه از جانب مسئولین و چه از جانب مردم، باز هم بر سر اعتقاد خود راسخ ایستاده اند. برای جناب شیزری و همه فعالان حوزه کتاب کودک آرزوی توفیق دارم.
ابرمرد نقل قول
سلام. اول گزارشتون نوشته بودید اگه این آقا دنبال کار اقتصادی می رفت الان کلی پول و سرمایه داشت. یه سوال از آقای شیزری می پرسیدید که خداییش از اینکه رفت سراغ پژوهش و ناشری پشیمون نیست؟ خداییش راستشو می گفت؟
نسیم نقل قول
سلام. مطلب خیلی خوبی بود. اما ای کاش در مورد اون کتاب برای اولین بار که در مورد خردسالان هست بیشتر توضیح می دادن.
بیشتر بیشتر