شبی اسرار آمیز، ساده، صمیمانه، هنرمندانه
علی اصغر عاملی علی اصغر عاملی
گزارش و برسی > رویداد هنری 11:26 20 آبان 1395 /

شبی اسرار آمیز، ساده، صمیمانه، هنرمندانه

ساعت 17/45 خیابان ورزنده، تالار هنر. وارد سالن کوچک اجرای نمایش می شوم و روی یکی از صندلی های میانی ردیف 7 می نشینم. چند صندلی آن طرف تر النا دختر بچه 5 یا 6 ساله در کنار مادرش نشسته و در انتظار شروع نمایش "شب اسرار آمیز" از 1 تا 10 را چند باری می شمارد. نمایش با چند دقیقه تاخیر آغاز می شود. قصه نمایش ماجرای دختر بچه ای است به نام رویا که در روز تولد برادر کوچکش و در جریان تهیه کادوی تولد درگیر ماجراهای جالب توجهی با محوریت لباس های داخل کمد می شود.

نگاه متفاوت کارگردان به مقوله ساده ای به نام پنهان کاری در میان کودکان و جان بخشی به اشیایی همچون لباس های مادر و پدر و بهره گیری از زبان تمثیل در زمینه عشق والدین به فرزندان در کنار نورپردازی زیبای صحنه در برخی لحظات از نقاط قوت تئاتر "شب اسرار آمیز" است.

 

کارگردان از مرارت های کارش می گوید

عبد آتشانی کارگردان نمایش "شب اسرار آمیز" است. تحصیلاتش در حوزه روانشناسی و موسیقی است و از سال 79 به کارگردانی تئاتر کودک مشغول بوده است. سفر شگفت انگیز، الاغ خوش خیال و گربه ای در قصر ملکه از دیگر کارهای وی است که در همین سالن تالار هنر به اجرا در آمده است.

وقتی می خواهد در مورد "شب اسرار آمیز" صحبت کند نخست به تلاش 2 ساله ای اشاره می کند که در زمینه نحوه اجرای این متن مصروف شده است. او می گوید:

  • زحمت بسیار زیادی کشیدیم. اینکه ما به لباس هایی که هیچ صورت و ظاهری نداشته باشد جان بخشیده و از زبان آنها با بچه ها صحبت کنیم کار ساده ای نیست. زیرا با توجه به این عدم وجود صورت ظاهری درک شخصیت ها برای بچه ها دشوار خواهد بود و هیچ معلوم نیست که کودک بتواند با کار ارتباط برقرار کند. به همین دلیل برای لحظه به لحظه کار زحمت زیادی کشیده شد و حتی ما در اجرای هر شب نیز سعی می کنیم تا کیفیت کار را نسبت به شب قبل بالاتر ببریم.

آتشانی در خصوص انتخاب متن نیز می گوید:

  • متن اصلی این کار نوشته خانم زیبا برجی فلاح بود. ایشان یک روز به من زنگ زد و از من خواستند که این متن را کار کنیم. آنچه که در متن برای من بسیار جالب بود بخش رویاگونه بودن و خیال پردازی زیبای آن بود. اینکه شیء ساده و در عین حال ملموسی مثل لباس جان می گیرد و در فکر و ذهن کودکان وارد می شود. به همین دلیل خیلی دوست دارم که واکنش بچه ها را پس از دیدن نمایش بدانم. اینکه از این به بعد و با دیدن این نمایش چه ارتباطی با لباس های خود و مادر و پدرشان می توانند داشته باشند.

"شب اسرار آمیز" نقطه عطف دارد

بسیاری بر این باورند که هر اثر خوب و یا قابل قبول هنری باید دارای نقطه عطفی در دل خود باشد. به اعتقاد من "شب اسرار آمیز" هم دارای نقطه عطف است. نقطه ای که در آن تماشاچی متاثر از پیامی است که نه با زبانی گل درشت و عریان به وی تفهیم می شود و نه به شیوه مبتذل و دم دستی در برابر دیدگانش قرار می گیرد. در صحنه ای از "شب اسرار آمیز" لباس پدر و مادر برای خوشحال نمودن رویا (دختر بچه شخصیت اصلی) قلب خود را با قیچی بریده و به دست رویا می سپارند. صحنه ای که تمثیلی است از نهایت عشق و محبت والدین به فرزندانشان و جناب کارگردان این مسئله را با ایهامی زیبا و هنرمندانه به کودکان نشان می دهد. وی در این زمینه می گوید:

  • راستش من خودم این قسمت از نمایشم را خیلی دوست دارم. چون در زندگی خود و اطرافیانم عشق سرشار و بی حد و مرز پدرها و مادرها را دیده ام و دوست داشتم که این مسئله را با زبانی هنری و در عین حال کودکانه به بچه ها انتقال دهم. خیلی در ذهنم کلنجار رفتم تا توانستم ایده آن را به این شکل در داخل نمایش بگنجانم.

 

نقدی بر شب اسرار آمیز

"شب اسرار آمیز" اگرچه کاری در حد استاندارد برای کودکان است، اما تا حدودی نمایشی دخترانه است. عناصر و مولفه های اصلی داستان بر محوریت دختران و زنان است. آتشانی با پذیرش این مسئله می گوید:

  • راستش در این کار تعمدی وجود داشت. چون نقش اول و شخصیت محوری نمایش یک دختر بچه است. ابتدا خواستیم برادری هم برایش بیاوریم، ولی دیدم که شدنی نیست و به کیفیت کار ضربه می خورد. البته من این را به عنوان یک اشکال یا ایرادی نمی بینم. اما می تواند یک نقد باشد. ولی من باورم این است که بیشتر نمایش های ما در حوزه کودک پسرانه است و هیچ مسئله ای ندارد که یک نمایش دخترانه هم داشته باشیم. با این وجود در صحنه هایی مثل ریخته شدن توپ ها و یا توپ بازی کردن شلوارها و حتی در نوع موسیقی فضایی کاملا پسرانه بر کار حاکم است.

آتشانی به این نکته هم اشاره دارد که به دلیل درگیر بودن بر روی صحنه نمی توانسته کار را از روی صندلی ها و از چشم تماشاگران ببیند تا براساس آن راه کاری برای رفع این انتقاد بیندیشد.

واکنش های پس از پایان نمایش، رضایتمندی تماشاگران

آتشانی در بخش پایانی سخنان خود در خصوص رضایتمندی تماشاگران می گوید:

  • خوشحالم از اینکه می بینم بسیاری از بچه ها و حتی پدر و مادرهایی که به تماشای این نمایش آمده اند از کار راضی بودند. بسیاری از پدر و مادرها از بیان نمایش راضی بودند و عقیده داشتند که دید خوبی به فرزندانشان داده است. اینکه بچه ها یاد بگیرن که پنهان کاری نکنند و مسایلشان را به راحتی با پدر و مادرشان مطرح کنند.

 

اگر منصفانه به واکنش های پس از اجرای تماشاچیان خصوصا کودکان توجه کنیم متوجه می شویم که آتشانی کاملا درست می گوید. این واقعیت را می توان در عکس های یادگاری بچه ها پس از اجرای نمایش با شخصیت اول نمایش (مینووش رحیمیان در نقش رویا) و یا لبخندهای رضایت بخش النای کوچک فهمید. وقتی از النا بابت نمایش می پرسم با خجالتی کودکانه می گوید:

  • قشنگ خوب. خیلی قشنگ بود.
 
زهرا نقل قول
خیلی دلم میخواست بتونم منم دخترم النا برای این نمایش بیارم.ولی واقعا با وجود مشغله ای که دارم نشدنیه برام.ای کاش این نمایش ها چند بار در فصل های مختلف اجرا بشه که کسانی که وقت کمی دارن بتونن وقت بیشتری داشته باشن برای تماشا
رحیمی نقل قول
خسته نباشید. واقعا کار جالبی بود. با وجود اینکه اینجا گفتید کار دخترونه است اما پسر من از این کار خیلی لذت برد و راضب بود. من خودمم خوشم اومد. مخصوصا از اون چرخ خیاطیش
عزیزی نقل قول
برای جناب آتشانی عزیز آرزویه موفقیت در همه مراحل زندگیشو دارم.
سمیرا نقل قول
به نظر من اینکه نباید با بچه ها به قول شما به صورت گل درشت و شعاری صحبت کنیم حرفی کاملا درسته. اما ایهام گویی بیش از حد هم می تونه بچه رو دچار سردرگمی کنه. ضمن اینکه احساس می کنم می شد به غیر از لباس و اتو از عناصر دیگری هم جهت جان بخشیدن و وارد کردن به کار استفاده کرد.
لطیفی نقل قول
کار خوبی بود. اما می تونست بهتر از این باشه مخصوصا در مورد بازیگرش. یعنی اعتقاد دارم که کار کمی تا قسمتی کم قوام بود
بیشتر بیشتر